X
تبلیغات
سوم تیری های امام خامنه ای

سوم تیری های امام خامنه ای
 
ما قراره با احیای مطالبات آقا سید علی، پرچم اسلام رو در انتهای افق بر زمین بکوبیم ...

جواد درویش

آقا

ابوذر

نکات

همت نیوز

کمیته صیانت از منافع ایران

علی الف

مهدی تهرانی

مهدی میرزایی پور

سعید قبادی

محمد یلماز

نوشته شده در تاريخ سه شنبه هجدهم تیر 1392 توسط محمد نوری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر 1392 توسط محمد نوری
نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 توسط محمد نوری
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 توسط محمد نوری
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1392 توسط محمد نوری



نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم تیر 1392 توسط محمد نوری



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 توسط محمد نوری

دانلود


کلیپ


قسمت ششم و نیم طنز انتخاباتی


دکتر سلام



دانلود در ادامه مطلب




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اسفند 1391 توسط محمد نوری


در پاسخ به اتهام سایت های اعتدال و تابناک درباره

هویت واقعی حامیان پایداری در دانشگاه شریف



محمد نوری :

- در تیتر و متن نامه­ ارسالی توسط بنده به سایت رجانیوز به وضوح

واژه " فارغ التحصیلان "بارها همراه با واژه " دانشجویان " آمده است

و تعداد 20 اسم ضبط شده مورد اشاره قرارگرفته است. به عنوان مثال

تیتر خبر مربوط به این نامه قرار بود عبارت باشد از : "کارشکنی طیف

تمامیت خواه در دانشگاه شریف جواب نداد / نامه 107 + 20 نفر از

دانشجویان و فارغ التحصیلان به جلیلی و لنکرانی"

اما طبق صلاحدید دست اندرکاران شریف این سایت مبتنی بر لزوم

پرهیز از موضوعاتی که شائبه بد اخلاقی سیاسی در آنها وجود دارد،

جهت جلوگیری از وقوع مشکل از درج این تیتر صرفنظر شد.

- لازم به ذکر است به عنوان یک نکته بدیهی دیگر می­توان گفت حتی یک

مخاطب با حداقل سواد، متوجه می­شود که قرار داشتن واژه "دکتر" در

ابتدای نام برخی از افراد موجود در خبر مذکور به این معنی است که

آنها حتما از دانشگاه فارغ التحصیل شده و دیگر دانشجو نیستند.

 

- طبق شنیده­ های سایت­های منتشر کننده افشائیه مذکور، بسیاری از

اسامی مندرج در خبر مربوطه از متن نامه بی اطلاع بوده­اند که در پاسخ

به این تهمت باید گفت پس از جلوگیری از جمع آوری امضاها در مسجد

دانشگاه و ضبط برگه­های حاوی متن نامه و اسامی جمع آوری شده

توسط دوست و برادر بسیار عزیزم "س.الف.الف.م" ، اتفاقا خود ایشان

به بنده توصیه کردند از طریق ارسال پیام کوتاه و ایمیل به کسانی که

می­شناختم، اسامی افراد موافق را جمع آوری کنم. از آنجا که متن یک

نامه چند ده سطری را نمی­توان از طریق پیام کوتاه برای افراد ارسال کرد

(حداقل برای ما امکان چنین کاری وجود نداشت و فعلا هم ندارد!) ، متن

کامل نامه مذکور تنها از طریق ایمیل برای نزدیک به 400 نفر از دانشجویان

و فارغ التحصیلان دانشگاه شریف ارسال شد که به عنوان یک مثال واکنش

منفی مسئول اسبق یکی از گروه­ های فوق برنامه دانشگاه "م.س.س"

به این ایمیل، در ادامه ارائه شده است :

سلام برادر

انصافا چرا اسم این بنده خدا جلیلی رو میندازید وسط؟

اون که هیچ رقمه نمیاد! خود پایداری ها هم می دونند

میخواین بگین فقط همین دوتا تو نظامن یکیشون هم که نمیاد پس

میمونه فقط لنکرانی؟!

برادر برو ببین کی با چه هدفی پشت سر این نامه جمع کردن ها

تو دانشگاه های مختلفه بعد امضا جمع کن

یاعلی

 

- در پایان باید بابت سعی و تلاش چشمگیر این دوستان عزیز در پیگیری،

استخراج و افشای مشخصات کاملتر تعدادی از فارغ التحصیلان که نامه

دعوت از آقایان جلیلی و لنکرانی را امضا کرده ­اند، از آنها تشکر کرد.

نمونه ­ای که بهترین شاهد بر نوع اخلاق سیاسی / اجتماعی

این عزیزان و مشی تمامیت خواهانه آنان است.


والسلام




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ششم دی 1391 توسط محمد نوری

M.D


به نام خدا
با سلام خدمت دوستان
در ادامه ی بحث صورت گرفته  لازم دیدم مطالبی رو عنوان کنم.اول اینکه به در خواست دوستان فایلی تهیه شده که اصل حرف قبلی رو در فضایی غیر سیاست زده آماده کردم.اسم فایل هستش""آنچه بر خواص نسل سوم می گذرد"" که به ایمیل پیوستش کردم.کسانی که فایل قبلی رو دیدند لطفا حتما این فایل رو بخونند تا حرف بنده منتقل بشه.
لازمه از همه ی دوستانی که زحمت می کشند و نظر می دند تشکر کنم.بعضی دوستان لابلای متن بنده 30 صفحه کامنت نوشتند و فرستادن.بعضی ها هم با پیامک شروع کردن به حال دادن به بنده.بعضی ها هم بنده رو تشویق کردند.همینکه به بهانه ی این موضوع بیش از صد صفحه راجع به وضعیت نسل سوم مباحثه ی مکتوب می شه جای شکر داره
بچه های جدید تر هم که تو گروپ های دانشگاه عضوند و شنیدم درگیر بحث شدند ما رو ببخشند.این حرفا مال یک کم بزرگترهاست.به هر حال پیریه و صد تا دردسر.
واسه دوستانی هم که دو تا متن قبلی رو کامل نداشتند دوباره در این ایمیل پیوست کردم.لطفا هر سه مطلب رو با هم بخونید
در آخر هم از عزیزانی که احیانا در حقشون اجحافی شده به ویژه برادر عزیزم ح.پ  و ع.ح مجددا عذر خواهم و طلب حلالیت می کنم
راستی این ایمیل رو هم به همون کسانی که فرستاده بودید ارسال کنید

والعاقبه للمتقین

لینک دانلود

--------------------------------------------------------------------

F

آسیب شناسی مختصر و مفیدیست از امراض نسل سوم، اما بزعم بنده خانه ی نسل سوم از پایبست ویران است. این چندقلم کراماتی هم که براش برشمردید،  بیشتر از برکات وجود همان «منبریهای سیاسی»ست.
ماها الگوهای خوب از انقلابیگری در عرصه ی سیاسی دیده ایم. از نزدیک.
اگر در دیگر عرصه ها هم میدیدیم شاید اوضاع فرق میکرد.



یک نکته ی جالب توجهی هست: طیفی که بنام جبهه پایداری معروف شد، یکروزی «راه سوم»ی بودند در برابر راست سنتی و چپ بمعنای اپوزسیون! حالا دنبال راه سومی بین پایداری و راست سنتی میگردیم! یقینا  این راه سوم هم اگر پیدا شود و «اگر قدرت بگیرد» روزی دیگر کسی دیگر دنبال راه سومی بین و او و پایداری خواهد گشت!!!یعنی این طبیعتِ «مطرح شدنو قدرت گرفتنِ جریانهاست»تریبون پیدا میکنند، آنقدر حرف میزنند تا سوتیهای بزرگشان پیداشود و جریانهای مخالفشان شکل بگیرد...

--------------------------------------------------------------------

S.M


حمد و سپاس خداوندی را که نعمت برادری را به ما داد و شکر و سپاس او را که حلاوت این نعمت را به ما چشاند و سلام و صلوات ابدی بر پیامبر أعظم صیل الله علیه و آله و وصی او ،امیرالمؤمنین علیه السلام که ایشان به وصی اش فرمود: یا علی

يَا عَلِيُّ أَنْتَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي وَ شِيعَتُكَ خُلِقُوا مِنْ فَاضِلِ‏ طِينَتِنَا فَمَنْ أَحَبَّهُمْ فَقَدْ أَحَبَّنَا وَ مَنْ أَبْغَضَهُمْ فَقَدْ أَبْغَضَنَا

از برادر بزگوارمحضرت آقا سید محسن دهنوی تشکر می کنم که باعث خیر شدند و انشاءالله به بهانه متن ایشان کرسی آزاد اندیشی مجازی و نهایتا یک کرسی آزادفکری برای جمع بندی همه این مطالب دوستان به صورت حضوری ترتیب بدهند که انشاءالله یک ویرایش و تکمله ای بر گفتمان دانشجویی حزب اللهی ها ایجاد بشود و هم اگرکدورتی خدای ناکرده ایجاد شده در این رفت و برگشت ها به ید یداللهی حضرت صاحب الزمان عج رفع شود انشاءالله(میتونه ولیمه آسد محسن باشه بعد از مراجعت ایشان به ایران)

اما در مورد متن ویرایش شده آقا سید که لطف کردند و وقت گذاشتند نکاتی به ذهن الاحقر رسید که در ذیل می آورم انشاءالله دوستان لطف کنند و نقدشان را به این نکات مطرح کنند

آقا سید فرمودند:

یکی از بزرگترین آسیب هایی که نسل ما به ویژه خواص نسل ما را تهدید می کند تخصص گریزی است

و

افراد محبوب نسل ما فعالین سیاسی هستند که خوب فریاد می زنند و بیانیه می دهند. این آسیب به خواص نسل ما محدود نشده و دارد تمام نسل ما را فرا می گیرد

اینکه عادت های بد نسل قبل را نیز ما با آن گریبان گیر هستیم موضوع مهمی است که می بایست به آنها توجه کنیم اما توجه شود که آنچه که رهبری نیاز کنونی جامعه می دانند تخصص همراه با جامعیت است ایشان در بیاناتی که به بهانه ی بزرگداشت سید قطب الدین شیرازی برگزار شده بود فرمودند:

يعنى اين نكته مورد توجّه باشد كه تخصّص‌گرايى به معناى محدود كردن ذهن و فكر انسان، يك نكته‌ى برجسته‌اى نيست - كه همين‌طور تخصّصها پشت سر هم همديگر را ميشكافند، يك تخصّص كوچكترى، دائره‌ى محدودترى به‌وجود مى‌آيد؛ به يك معنا به‌خاطر رسيدگى به وضع زندگى انسان در آن تخصّص خاصْ چيز خوبى است، امّا به يك معنا محدود كردن انسان است - چون ظرفيّت ذهن انسان خيلى وسيع است و ميتواند در همه‌ى اين امور صاحب‌نظر باشد. اينجور نباشد كه كسى كه پزشك است، مثلاً در زمينه‌ى علوم دينى يا در زمينه‌ى فلسفه، يك آدم عامى‌اى محسوب بشود؛ نه، چقدر خوب است كه يك پزشك، در زمينه‌ى علوم ديگر - در زمينه‌ى علوم عقلى، در زمينه‌ى علوم دقيقه، مسائل گوناگون طبيعى - حدّاقل صاحبِ اطّلاع باشد و اين كار را ما بتوانيم در كشورمان پيش ببريم. البتّه به معناى تعطيل كردن تخصّصها به‌هيچ‌وجه نيست، بلكه به معناى بهره‌مند كردن ذهن متخصّصين از محيطهاى فراتر از حدّ تخصّص آنها است.

 

از سویی نسل ما می بایست به شناخت تخصص های مورد نیاز کنونی انقلاب و نظام بپردازد بلکه در این مسیر از کسب جامعیت غافل نباشند وگرنه این آفت کنونی نسل قبل نیز گریبان گیر ما خواهد شد که کسی که در زمینه ی اقتصاد است فرهنگ را ذیل اقتصاد می بیند و بالعکس

مثال در این باب زیاد است کافیست دقت کنیم در مناظرات که بعضا متهم ساختن یکدیگر بر این اساس است که طرفی به فرد مقابل خود می گوید تو که این چیز ها رو نمی فهمی چه کسی مجبورت کرده حرف بزنی و...

و از سویی دیگر نباید غافل شد که در بعض مسیر های متخصص شدن شاهد این هستیم که این مسیر فرد را از لحاظ غیرت دینی عقیم بار آورده و نهایتا انتهای تخصص خود حلال و حرام خودش برایش مهم است و دیگر نه اثری از آثار انقلابی بودن را در او می بینی نه اثری از کارایی که نظاماکنون نیازمند آن است

در ادامه آقا سید فرمودند:

چرا نباید در ده ها زمینه ی تخصصی دیگر از این مراکز داشته باشیم. مگر نه اینست که با این مراکز می توان جریان سازی نمود و برای اداره ی کشور به مرور تولید محتوا کرد.

اینجانب خیلی اعتقاد به جزیره های تخصصی ندارم در حالی که اینجانب اکیدا معتقد به رصدهای علمی فضاهای فرهنگی،اجتماعی،سیاسی اقتصادی و علم و فناوری هستم همه این ها باشد اما نه انکه جزایری باشند بدون آنکه حداقل از ملاحظات فعالیت های دیگر بخش ها خبر داشته باشند.

در ادامه آقا سید متذکر می شوند که:

آفت دیگر نسل ما اینست که زبان فهم عموم جامعه را ازدست داده ایم. اصلا زبان عموم کشور را نمی فهمیم. توانایی دیالوگ با جامعه را نداریم.فقط با حزب اللهی ها بلدیم تعامل کنیم.

چه شده است که فقط بلدیم با حزب اللهی ها تعامل کنیم؛شاید برای این موضوع بتوان موارد زیر را برشمرد:

1.        مفت خوری!

عذر خواهی می کنم از همه دوستان اما واقعا این یکی از دلایلی باشد که اینگونه شده ایم تا زمان ازدواج معمولا ماها دستمان در جیب پدرمان است و خبری از بازار و قیمت ها و این ها به صورت ملموس نداریم فرق است بین کسی که مجبور است از خروس خوان تا شب کار کند تا یک لقمه نوای جور کند تا ما که با شکم سیر میایم میخواهیم جریان سازی کنیم. کسیی میتواند جریان سازی بکند که درد این را که دست تو جیبش بکنه ببینه نداره رو کشیده باشد اونی میتونه جریان سازی بکند و پای اصول این انقلاب بایستد که به قول امام پیرمان:طعم فقر را چشیده باشد...

که امثال منی...

البته شاید راهکارهایی هم بتوان برای این موضوع پیدا کرد مثل اردو های جهادی،رفتن به محلات فقیر نشین و...میشود بیشتر فکر کرد

2.      مورد دیگر شاید ناشی از در تضاد بودن ارزش ها باشد.حزب اللهی که می بیند ارزش هایش در جامعه بعضا مورد تمسخر قرار می گیرد گوشه گیر شده و به دنبال جمعی می رود که  بتواند هم افزایی کند و بعضا این هم افزایی به دورتر  شدن ار فضای واقعی جامعه منجر می شود

3.      مورد دیگر آنست که معمولا چون تجربه خوبی از ممزوج شدن و مدلی برای همراهی با جامعه هچنانکه پایبند به اصول باشیمنداشته ایم نتوانسته ایم حلم و سعه صدر را در خود افزایش دهیم و تا کسی را خلاف عقاید و ارزش های خود می بینیم در ظاهر یا در دلمان تکفیرش می کنیم و دیگر حس خیرخواهی خود را از دست می دهیم مسلم است که این گونه نمی توان امید به درک طرف مقابل داشت و گامی برای درک متقابل برداشت.

4.      مورد بعدی اینست که این ما نیستیم که تصمیم می گیریم معمولا و غالبا تحت تاثیر رسانه ها تصمیم سازی می کنند برای ما و رسانه ها حتی متقی ترینشان بیش از آنکه ما را به سمت فضای فهم زبان جامعه سوق دهند به سمت پارادایم سازی و بومی سازی گفتمان خودشان ذهن ما را سوق می دهند.همین موضوع سبب شده که ما از فضای زبان عموم جامعه دور بیفتیم شاید یکی از حکمت هایی که حضرت آقا می فرمایند که سایت ها و روزنامه ها محل ارجاعات خود قرار ندهید همین باشد که خبرزدگی از آفت های تحلیل های ما از فضای جامعه است.خبر زدگی از آفت هایی است که گریبان گیر ماست چون نظام حساسیتدینی روی ما نصب نشده است فلذا بعضا فرع ها را اصل میگیریم و نهایتا دچار این سلسله اشتباهات منجر به اشتباه محاسباتیمی شودحضرت آقا تاکیک دشمن را همین موضوع اشتباه محاسباتی بر می شمرند و می فرمایند:

براى او(دشمن)تنها راه، منحصر در این است كه ملت ایران و مسئولین ایران در نهایت به یك محاسبه‌اى برسند كه احساس كنند ادامه‌ى این راه به صرفشان نیست. دشمن می‌خواهد این محاسبه را بر ذهن شما تحمیل كند.

5.      مورد بعدی آنست که بیش از آنچه که با عمل خود مبلغ دین باشیم با زبان و گفتار می خواهیم جذب کنیم بعد می گوییم چرا فلان برنامه مخاطب نداشت اساسا آنچه که تأثیر گذارتر است رفتار است(به عبارت دیگر گفته می شود که اگر خوب ها را خوبتر کنی بدها هم خوب می شوند!) اما اساسا رویکرد فعالیت های ما اینگونه است چقدر در پی افزایش معرفت دینی و ارتقای ایمانی مجموعه ها و تشکل ها هستیم و در مقابل چقدر برگزار شدن و انجام شدن کارها برایمان اهمیت دارد؟آنچنان غرق برگزاری برنامه ها و اردو ها و... می شویم که یادمان می رود آخر مگر نه این بود که همه این مراسمات طریقیت داشتند و نه موضوعیت!

6.      می شود موارد بیشتری را بر شمرد البته که این مهم جز با خرد جمعی میسر نخواهد بود...

آقا سید مورد بعدی را اینگونه ذکر می کنند:

- در باب تشکل های دانشجویی انقلابی مانند بسیج نیز دغدغه ی اصلی بنده، تکصدایی و حذف مخالف است.

تکصدایی البته به همان وجهی که شما فرمودید باشد که بعید می دانم عقل سلیمی انرا بپذیرد اما چنانچه بنای فرد بر به اجماع رساندن باشد شاید مطلوبیت داشته باشد

 

امام روح الله ره می فرمایند(لطفا کلیت برخورد را در نظر داشته باشید و سیر گفتاری حضرت امام ره را نیز در پس زمینه ذهنتان دنبال کنید)

نامه [بهآقاىمحمدعلىانصارى (منشوربرادرى)]

زمان: 10 آبان 1367/ 20 ربيعالاول 1409

اماشمابايدتوجهداشتهباشيدتازمانىكهاختلافوموضعگيريهادرحريممسائلمذكوراست، تهديدىمتوجهانقلابنيست. اختلافاگرزيربنايىواصولىشد، موجبسستىنظاممى‏شودواينمسألهروشناستكهبينافرادوجناحهاىموجودوابستهبهانقلاباگراختلافهمباشد، صرفاًسياسىاستولواينكهشكلعقيدتىبهآندادهشود، چراكههمهدراصولباهممشتركندوبههمينخاطراستكهمنآنانراتأييدمى‏نمايم. آنهانسبتبهاسلاموقرآنوانقلابوفادارندودلشانبراىكشورومردممى‏سوزدوهركدامبراىرشداسلاموخدمتبهمسلمينطرحونظرىدارندكهبهعقيدهخودموجبرستگارىاست. اكثريتقاطعهردوجريانمى‏خواهندكشورشانمستقلباشد، هردومى‏خواهندسيطرهوشرّزالوصفتانوابستهبهدولتوبازاروخيابانراازسرمردمكمكنند. هردومى‏خواهندكارمندانشريفوكارگرانوكشاورزانمتدينوكسبهصادقبازاروخيابان، زندگىپاكوسالمىداشتهباشند. هردومى‏خواهنددزدىوارتشادردستگاههاىدولتىوخصوصىنباشد، هردومى‏خواهندايراناسلامىازنظراقتصادىبهصورتىرشدنمايدكهبازارهاىجهانراازآنِخودكند، هردومى‏خواهنداوضاعفرهنگىوعلمىايرانبهگونه‏اىباشدكهدانشجويانومحققانازتمامجهانبهسوىمراكزتربيتىوعلمىوهنرىايرانهجومآورند، هردومى‏خواهنداسلامقدرتبزرگجهانگردد. پساختلافبرسرچيست؟ اختلافبرسرايناستكههردوعقيده‏شاناستكهراهخودباعثرسيدنبهاينهمهاست. ولىهردوبايدكاملًامتوجهباشندكهموضعگيريهابايدبهگونه‏اىباشدكهدرعينحفظاصولاسلامبراىهميشهتاريخ، حافظخشموكينهانقلابىخودومردمعليهسرمايهدارىغربودررأسآنامريكاىجهانخواروكمونيسموسوسياليزمبينالمللودررأسآنشوروىمتجاوزباشند.

هردوجريانبايدباتماموجودتلاشكنندكهذره‏اىازسياست «نهشرقىونهغربىجمهورىاسلامى»عدولنشودكهاگرذره‏اىازآنعدولشود، آنراباشمشيرعدالتاسلامىراستكنند.هردوگروهبايدتوجهكنندكهدشمنانبزرگمشتركدارندكهبههيچيكازآندوجريانرحمنمى‏كند. دوجريانباكمالدوستىمراقبامريكاىجهانخواروشوروىخائنبهامتاسلامىباشند. هردوجريانبايدمردمراهوشياركنندكهدرستاستكهامريكاىحيله‏گردشمنشمارهيكآنهااستولىفرزندانعزيزآنانزيربمبوموشكشوروىشهيدگشته‏اند. هردوجريانازحيلهگريهاىايندوديواستعمارگرغافلنشوندوبدانندكهامريكاوشوروىبهخوناسلامواستقلالشانتشنه‏اند.

خداوندا! توشاهدباشمنآنچهبنابودبههردوجريانبگويمگفتم، حالْخوددانند.

البتهيكچيزمهمديگرهمممكناستموجباختلافگردد- كههمهبايدازشرّآنبهخداپناهببريم- كهآنحبنفساستكهاينديگراينجريانوآنجرياننمى‏شناسد.رئيسجمهورورئيسمجلسونخستوزير، وكيل، وزيروقاضىوشورايعالىقضايىوشوراىنگهبان، سازمانتبليغاتودفترتبليغات، نظامىوغيرنظامى، روحانىوغيرروحانى، دانشجو، غيردانشجو، زنومردنمى‏شناسدوتنهايكراهبراىمبارزهباآنوجودداردوآنرياضتاست، بگذريم.

اگرآقايانازاينديدگاهكههمهمى‏خواهندنظامواسلامراپشتيبانىكنندبهمسائلبنگرند، بسيارىازمعضلاتوحيرتهابرطرفمى‏گرددولىاينبدانمعنانيستكههمهافرادتابعمحضيكجريانباشند. بااينديدگفته‏امكهانتقادسازندهمعنايشمخالفتنبودهوتشكلجديدمفهومشاختلافنيست. انتقادبجاوسازندهباعثرشدجامعهمى‏شود. انتقاداگربحقباشد، موجبهدايتدوجريانمى‏شود. هيچكسنبايدخودرامطلقومبرّاىازانتقادببيند. البتهانتقادغيرازبرخوردخطىوجريانىاست.اگردرايننظامكسىياگروهىخداىناكردهبى‏جهتدرفكرحذفياتخريبديگرانبرآيدومصلحتجناحوخطخودرابرمصلحتانقلابمقدمبدارد، حتماًپيشازآنكهبهرقيبيارقباىخودضربهبزندبهاسلاموانقلابلطمهواردكردهاست. درهرحاليكى‏

ازكارهايىكهيقيناًرضايتخداوندمتعالدرآناست، تأليفقلوبوتلاشجهتزدودنكدورتهاونزديكساختنمواضعخدمتبهيكديگراست. بايدازواسطه‏هايىكهفقطكارشانالقاىبدبينىنسبتبهجناحمقابلاست، پرهيزنمود. شماآنقدردشمنانمشتركداريدكهبايدباهمهتواندربرابرآنانبايستيد، لكناگرديديدكسىازاصولتخطىمى‏كند، دربرابرشقاطعانهبايستيد.

صحيفهامام، ج‏21، ص: 180

حرف ها همان بود که اماممان فرمودند...

آقا سید در بند آخر صحبت هابشان متذکر می شوند که:

نکته ی آخر که آسیب فضای موجود است، کمبود تدبیر در تصمیمات و طراحی هاست.

لذا نیاز به تدبیر کمتر حس می شود. نیاز به همراه کردن جریان اجتماعی برای پیشبرد کارها کمتر حس می شود. به نظرم در این فضا تصمیمات اشتباه و غیر منطقی هم بیشتر می شود. و متاسفانه در حال حاضر این اتفاق رخ داده است. به نظرم برخی اشتباهات سال های اخیراز اینجا ناشی  می شود.

این برایم خیلی واضح نیست که چرا ما همیشه چندین بار از یک سوراخ گزیده می شویم یکی دو مورد به نظرم می رسد که انها را در ادامه متذکر می شوم:

1.        معضل اساسی که در کارهای ما مشاهده می شود آنست که سیستم برنامه ریزی از حداقلی ترین راهکار رصد و ارزیابی برخوردار است و گاه از همین حداقل هم برخوردار نیست و آن حداقلی فیدبک گیری یا به صورت چهره به چهره یا نظرسنجی و حال آنکه بعد از این مرحله این داده ها به همان صورت خام رها شده و انگار که نه انگار این از مهمترین قسمت برنامه ریزی برای آینده است و گویا از فشار برگزاری برنامه که خارج می شویم دیگر احساس مسئولیتی متوجه ما نیست.

2.      مورد مهم دیگر عدم و یا کمبود مستندسازیست تدبیرهایی که می شوند اما تجربه ماندگار نمی شوند که خود حدیث مفصل خوان از این مجمل

وقتیعملیاتکربلایچهاردر ۶۵/۱۰/۳ آغازشد، چهکسیمیدانستمظلومیتبچههایجاماندهدرکربلایچهار، معجزهکربلایپنجرادر۱۰/۱۹ رقمخواهدزد؟

خداوندا به حقنفسهاییکهازکارافتادتاانقلابازنفسنیفتد نفس ما را جز در راه ولی ات خرج نفرما

صلوات

سید مصطفی مدرس

6 / 10 / 91

پ.ن:

به نظرم در مورد سوار بودن یا نبودن حضرت آقا غلط است که نگاهمان به گذشته باشد؛این نگاه حداقلی منجر به بسط ید ولی فقیه نخواهد شد،ما باید به دنبال این باشیم که رهبری خود را نیاید در چنین مسائلی از خود خرج کند،ما باید به دنبال این باشیم که هم خود و هم با مطالبه از مسئولان به سطحی برسیم و برسانیم یکدیگر را که حضرت آقا یک مسئله هزار بار تکرار کنند و اتفاقی نرسد مثالش توفضای دانشجویی کرسی هاست و تو فضای سیاسی وحدت قوا!

کسی نگفت که اگر در سطحی پایین تر بود حذف شود خیر بلکه اگر کسانی که در ولایت مداری پیشتازند گیشتازان عرصه سیاسی قرار نگیرند دور نیست زمانی که برگردیم به دهه هفتاد.


------------------------------------------------------

M.D


سلام خدمت آقا سید
با بخش خوبی از نظرات شما موافقم به ویژه با نکاتی که در باب فهم زبان عموم جامعه و تعامل با غیر حزب اللهی ها فرموده بودید.امیدوارم سایر دوستان نیز نکاتشان را مکتوب نموده و ارسال کنند



نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم دی 1391 توسط محمد نوری


From:

به نام خدا

سلام خدمت دوستان گرامی
متن پیوست، درد دل های از بنده است که شاید خواندن آن مفید واقع گردد
ما که سایت و وبلاگ نداریم لذا اگه براتون مقدوره منتشرش کنید

یا حق :

لینک دانلود

--------------------------------------------------------------------

R.G

سید جان من واقعا از سر دفاع از پایداری جملات بعدی رو نمیگم  و برخی ایرادات شما به اونها ر وهم قبول دارم. حتی شاید بعضا ایرادات بیشتری رو بتونم بگم

انتقادم هم بیشتر به جنس و ادبیات  انتقاد شماست. چون اینکه شما اونها رو دیکتاتور میدونی و یجورایی داری مثل آقای مصباح بزرگترین خطر بعد از اسلام میدونیشون( یعنی در این حد داری لهشون میکنی) ، بیشتر به وجهه خودتون و عقلانیت صحبتاتون آسیب میرسونه
کما اینکه بنظرم میاد آقای مصباح بعد از اون انتقادات تندش به جریانی مثل انحرافی ها که حقیقتا دز انحرافشون کم هم نیست بیشتر خودشون آسیب دیدند و در نظر حزب اللهیا پایین اومدند
لذا بنظرم همیشه باید بقول خودتون دز تعادل رو حفظ کرد . حتی در نقد جریانی مثل جبهه پایداری که البته ایراد هم کم ندارد
بنظرم اگر با همون پاراگراف اول که داشتی ایرادات واقعی نسل سوم و مانع شدن از حضور در فضای واقعی جامعه رو بسط میدادی، متنت ادامه پیدا می کرد چیز خیلی خوبی از آب درمیومد. چون نگاه جدیدی بود
منتها به یکباره متن بدجوری سیاست زده شد. اگر فرصت کردی بدون نگاه سیاسی، با همون رویکردهای فرهنگی اجتماعی متن رو ادامه بده. بنظرم متن خیلی خوبی میشه.چون نگاه قشنگی بود

--------------------------------------------------------------------

m.t

خوب نوشتی سید چند جمله‌ای از خودم اضافه کردم و فرستادم به چند تا گروه و یه سری آدما

--------------------------------------------------------------------

J.D

در این فضای مزخرفی که دوستان شما در جو امنیتی و قضایی جامعه به وجود آورده اند که ستاره بهشتی کشته میشود و مهدی هاشمی آزاد
و در این فضای مزخرفی که دوستان شما در راس مجلس بوجود آورده اند که به جای رفع مشکلات مردم عهد خون بسته اند این دولت به پایان نرسد
و در این فضای مزخرفی که دوستان شما در حوزه  فکری و فرهنگی جامعه بوجود آورده اند که به هرکس زنگ میزنیم برای کرسی آزاد اندیشی بیاید میگوید از نیروهای امنیتی ایمن نیستیم!! و از آن طرف خودتان مجبورید بزرگداشت شهید احمدی روشن(بلکه هربرنامه فکری و فرهنگی و علمی) را با سعید حدادیان برگزار کنید..
و در این بحران اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی و علمی دانشگاه و جامعه...
همین که شما یاد جبهه مفلوک پایداری افتادی و هرچه فحش فضلی نژادی و سراجی بلدی نثار این بدبخت ها میکنی، خودش نشان میدهد که چقدر با واقعیات جامعه و مردم در ارتباطی!
--------------------------------------------------------------------
M.D

سلام

نکات تکمیلی لازمی در بحث وجود داشت که به پیوست ارسال نموده ام.فکر کنم مفید باشه.در پاسخ آقای درویش هم باید بگویم لطفا به لیست دوستان بنده آقای اوباما و باراک رو هم اضافه کنید.تازه مقصر جنگ 8 روزه هم ماییم.البته باور کنید در تورم و ارز و بدبختی مردم ما نقشی نداریم.همین مشی شما پایداری ها جالبه
:

--------------------------------------------------------------------
H.M

به نام خدا

متاسفانه رفتار بسیار ناپسندی که از بسیاری از این دوستان دیده میشه وصل کردن مخالفین(یا بهتر بگم اونهایی که کاملا موافق نیستند!) به سپاه و نهادهای امنیتیه؛به صورتی که امثال آقا سید هیچ فکر و نظری از خودشون ندارن و کاملا دستورات مقام بالاتر رو اجرا میکنن و در واقع با یک برچسب به زعم خودشون حرفه ای سعی در خارج کردن این دوستان از گود رو دارن؛هرچند به مزاح به این عمل ناجوانمردانه دست بزنن(کافیه یه کم به ذهنامون مراجعه کنیم و ببینیم چنین چیزی صادقه یا...). نمونه ی این موضوع برای بنده هم در جریان انتخابات مجلس اتفاق افتاد(به طوری که دائما باید استدلال میکردم و قسم میخوردم که انتقاد از پایداری دلیل بر حمایت از متحد نیست یا اینکه به خدا خودم فکر کردم به این رسیدم و...) و هم الان که بعضا بحث های دو نفره و یا چند نفره شکل میگیره که بعضی از این دوستان که این چند خط بهشون میرسه احتمالا منظور بنده رو درک میکنن.

دعا بفرمایین...

--------------------------------------------------------------------

J.D

این خود عاقل پنداری شما را نمیدانم دیگر کجای دلم بگذارم...
عقلانیت، واقع بینی، پرهیز از تندروی!؟؟؟؟؟
حتما شوخی میکنید؟ ماجرای اون طرف شده که اسم خودش رو میذاره مارادونا میره تیم ملی ثبت نام کنه!

 فکر زیاد میکنید؟ اهل سخن و قلم هستید؟ کتاب زیاد میخوانید که آقا اخیرا مدام تاکید میکنند؟ ارتباط با طیف مخالف دارید؟ 
بابا به قول خودت شما رسانه هم که ندارید! چه شده که فکر میکنید با مردم در ارتباط هستید و واقعیات را میبنید؟
مگر اینکه فکر کنید هرچه آقای سراج دیکته میکنند واقعیت باشد، که متاسفانه همینطور فکر میکنید
--------------------------------------------------------------------
M.D

این ادبیات آقای درویش خودش بیانگر روحیه ی این جریانه! البته پدر این روحیه استاد اعظم دکتر احمدی نژاده!دوست دارند حریف رو اینجوری حذف کنند. با لحنی پرخاشگرانه هی می چسبونندش به سراج و لاریجانی و هاشمی و این حرفا.این همون ادبیاتیه که متاسفانه داره تو فضای نسل سوم فراگیر میشه
خودتون قضاوت کنید
--------------------------------------------------------------------
J.D

ادبیات شما ولی خوب بود، متن اول خودت رو دوباره بخون
اگر بد و بیراه ها راخودتان نمی بینید به واکنش بچه ها مراجعه کنید
فمن اعتدی علیکم فعتدوا علیه بمثل..

--------------------------------------------------------------------
M.D

کدوم قضاوت ها رو میگید.البته اگه تو گروپ منظورتونه که علی رغم درخواست بنده هنوز اجازه ی عضویت برام صادر نشده.
البته بنده یک متن تکمیلی هم فرستادم و توضیح دادم
این پرخاشگری ها برای ما یک اشتباهه که عذرش رو هم خواستیم و همه می دونند که مشی ما چیه! اما شما ادبیات مرسومتونه
همین سایت رجانیوز که شما هم ارتباط ارگانیک باهاشون دارید مگه پیشرو در این ادبیات نیست؟ بد نیست اگه یکبار هم که شده از تهمت زنی ها و پرخاشگری هاتون عذرخواهی و طلب حلالیت کنید


--------------------------------------------------------------------
A.D.T

سلام بر دوستان اکثرا شریفی!
اولا آقا جواد درویش اگر چه به نظرم لحن تندی را به کار بردند ولی اکثر سخنانشان منطبق بر فضای فعلی جامعه بود و از این منظر نشان می داد که سخنان آقا محسن مبنی بر فاصله گرفتن بچه حزب اللهی ها از جامعه محلی از اعراب ندارد. اصولا تشکل های دانشجویی تا حد زیادی می توانند بازتاب دهنده فضای واقعی جامعه باشند به شرطی که با برقراری جلسه با برخی نهادها و شنیدن کدهای امنیتی و محرمانه ، دیدشان کانالیزه نشود.
حال ببینیم کدامیک از دوطیف مورد اشاره آقا محسن چنین حالتی دارند؟
به نظرم پاسخ واضح است که طیف نزدیک به دیدگاه های آقا محسن چنین حالتی دارند، فراموش نکنیم که تحلیل هایی از قبیل: لزوم وحدت در انتخابات از ترس اصلاح طلبانی که وجود خارجی نداشتند و یا لزوم رئیس مجلس شدن  حداد عادل برای اینکه به آقا جام زهر ندهند از کجا ناشی می شد.
اتفاقا چنین تحلیل های بسته ای از جامعه و سیاست مختص همان رفقایی است که به دور آقای سراج جمع شده اند و تنها تحلیل های ایشان را تکرار می کنند.
بحث دیگر موضوع عقلانیت بود که آقا محسن مطرح کردند.
به نظر من با پز عقلانیت نمی توان به عقلانیت رسید و بعد هم با چماق عقلانیت مخالفان را نواخت.من نمی خواهم آقا محسن را به جریان سیاسی خاصی منتسب کنم ولی  با توجه به تحلیل های کسانی که به ایشان نزدیک هستند ایشان احتمالا اصولگرایان تحول خواه و جمعیت رهپویان را نماد عقلانیت می دانند.
آیا آقای توکلی واقعا عقلانی عمل می کند و یا فقط پز عقلانیت می دهد، آقای زاکانی چطور؟
این عقلانیت بود که با باهنر و لاریجانی متحد شویم تا مرکز پژوهش ها را تقدیم کاظم جلالی کنیم؟ این عقلانیت بود که هرکسی از پایداری کوچکترین تعلق خاطری به احمدی نژاد داست با تمام توان بکوبیم؟ کسانی که تا مدتها هر وقت بسیج دانشجویی مناظره داشت تنها گزینه بودند.همین الان کدامیک از رویکرد های توکلی منطبق بر عقلانیت است؟ اینکه در سایت و نطقمان مدام بر ناتمام ماندن دولت تاکید کنیم؟ این که به عنوان تئوریسین اقتصادی تحول خواه هنوز هم بر پایین ماندن نرخ دلار تاکید کنیم در حالی که واضح است چنین سیاستی نابود کننده تولید در کشور است؟
موضوع بعد راجع به انگ زدن به مخالف است واقعا این رویه از کجا بین بچه های بسیجی رواج یافت ، چه کسانی پیشگامان انگ زدن به مخالفان بودند. کیهان شریعتمداری را که فراموش نکرده ایم که جبهه پایداری را بازیچه دشمن برای ایجاد شکاف در اصولگرایان معرفی می کرد؟ . جریان مذبذب، ادبیات چه کسی در بسیج دانشجویی بود؟ کسی در مشکل دار بودن مشایی شکی ندارد ولی انگ جریان انحرافی به هرکسی که از او خوشمان نمی آید لقلقه زبان چه کسی است؟ دیدار با مرتاض هندی، رمالی و جنگیری ، جاسوس  از طرف چه کسانی به دولت نسبت داده می شود؟ حجم تخریب جبهه پایداری با انگ انحراف از سمت کدام رسانه ها مطرح می شد؟ بردران رسانه ای جمعیت رهپویان با ایمیل ساختگی "زهرا حایری" چطور جبهه پایداری را تخریب می کردند؟.
آقا محسن به طور واضح سخن از تسخیر سفارت انگلیس به میان آوردند زمان خود آقای سراج و به دستور خود ایشان و با هماهنگی ایشان ما باغ قلهک را تسخیر نکردیم؟ اینبار چه کسی هماهنگ کرده بود که سفارت تسخیر شود؟ بچه بسیجی ها که عادتشان کتک خوردن جلوی سفارت انگلیس بود چه شد که اینبار پلیسی جلوی سفارت نبود؟ چه شد که فقط 20 دقیقه طول کشید محمد مهدی تهرانی قفلی که خود بچه ها به در سفارت زده بودند بشکند و در این 20 دقیقه که او بالای در بود هیچ پلیسی برای پایین آوردن او تلاشی نکرد؟
خلاصه کنم آقا محسن این بحث ها حاشیه ای است. دغدغه شما درست است نسل سوم انقلاب از سطحی گری و عدم عقلانیت رنج می برد ولی این مشکل با پز روشنفکری و عقلانیت و مظلوم نمایی که فقط پایداری رجانیوز دارد (این یعنی جهان نیوز و نیمروز و پنجره و نسیم و فارس و مشرق و ندای انقلاب و برهان و ... رسانه نیستند) و من رسانه ندارم، حل نمی شود.

پ.ن: به نظرم لحن خودم هم کمی تند شد از آقا محسن و دیگر رفقا معذرت می خواهم


--------------------------------------------------------------------
M.D

بازهم که ما رو چسبوندید به رهپویان و لاریجانی و سراج ! مگه من تو مباحثم شما ها رو چسبوندم به مشایی و رحیمی؟مگه من اشتباهات پایداری ها رو انداختم گردن شماها؟من سر رفتار خود جریان شما حرف دارم و نه رفتار پایداری چی ها. بابا ما آدمیم و خودمونیم و تحلیل داریم.آقای سراج هم به عنوان یک بسیجی مخلص آقا، تحلیل خودشون رو دارند.البته یکی از تفاوت های ما با آقای سراج و رهپویان اینه که اون ها رسانه دارند و ما نداریم.اما رسانه های اونا مال ما و نسل ما نیست

--------------------------------------------------------------------
A.A

سلام،
این ایمیل را قبلا به جمعی از رفقا فرستاده بودم. در راستای ایمیل‌های برادر خوبمان آ. دهنوی، خواندن دوباره‌اش بد نیست.

اینکه آدم بخواهد جمع بین دنیا و آخرت کند؛ یعنی هم نماز بخواند، هم دین داشته باشد، نه با یزید بجنگد نه با سیدالشّهدا(ع)، مثل کوفیان می‌شود. ارادة جمع بین دنیا و آخرت موجب شد قدم به قدم آمدند به لشکر نخیله... (+)

سلام،

برای من واقعا فهم بعضی دغدغه‌ها سخت است. نمی‌توانم بفهمم چطور برای کسی می‌تواند چنان اولویت بیابد که اصلی‌ترین مساله در برهه‌ای از زندگی‌اش بشود.

من نمی‌توانم بفهمم چطور عده‌ای ذره‌بین می‌گیرند دستشان و از عطسه فلانی و نگاه بهمانی هم خبر و سوژه درست می‌کنند. برای هر جمله‌اش هزار تحلیل می‌نویسند و لایه پنجم ابهام و معنای
نیت گوینده از آن جمله را یک جوری به طعنه و ضدیت با ولی فقیه مرتبط می‌دانند! جوری هم این کار را می‌کنند انگار ناراحت می‌شوند در یک سخنرانی این بشر، کلمه‌ای که بتوانند ضد ولایت فقیه برداشت کنند وجود نداشته است! انگار افسوس می‌خورند که: لامصب چرا جلوی آقا وا نمی‌ایستی؟ بدو ما عجله داریم!

روزی 20 تا ایمیل درباره امکان فلسفی برداشت 1761 ام از ارتباط جمله‌ی فلانی در همایش با عطسه بهمانی در فلان جلسه و در نهایت ربط اینها به ضدیت با ولایت فقیه صحبت می‌کنند! بعد هم که می‌گویی یعنی چی اینها؟ می‌گویند ما که نباید خر باشیم، باید تحلیل داشته باشیم! اما همین‌ها درباره آن 300 نفر دیگر که در نظام دارند گند میزنند و همه جوره خلاف آرمان‌های انقلاب و صحبت‌های آقا عمل می‌کنند، خودشان را می‌زنند به آن راه و سوت بلبلی می‌زنند و ماها را به عنوان تندرو برچسب می‌زنند که چرا فلان کار صریح فلانی را که ضد آقا بوده است، داری مطرح می‌کنی و وحدت ملی را خدشه دار می‌کنی!!... بگذریم!
بعد در همین زمان در هزاران جای مختلف نظام هزاران اتفاق مهم و حیاتی رخ می‌دهد و حضرات هیچ دغدغه‌ای ندارند! از عرصه فرهنگی و مدیران بی لیاقتش و امثال فیلم کثیف یک خانواده محترم، تا یکی از خطرناک‌ترین طرح‌هایی که دارد تصویب می‌شود یعنی طرح اصلاح قانون انتخابات.

انگار برایشان سیرت انقلاب و ماهیت واقعی انقلاب مهم نیست. انگار اگر کسی به صرف  ریش داشتن بیاید همه آرمان‌های انقلاب را یکی یکی استحاله کند و از درون جمهوری اسلامی را پوچ کند، برای آقایان اصلا حساسیت برانگیز نیست!
اینجوری می‌دانی چه اتفاقی می‌فتد با توهم اینکه داریم خودمان را یک بنی صدر دیگر آماده می‌کنیم، از انجام تکلیف‌شان باز می‌مانند. بله تحلیل از مسائل مختلف را باید داشت. اما نباید جلوی انجام تکلیف حال ما را بگیرد. این قانون کثیف در حال تصویب است، بعد همه دغدغه و فعالیت فلانی این است که یک حرف مزخرف از سخنرانی بهمانی پیدا کند... همین آدم‌ها هستند که وقتی ما شمشیر گردن بنی‌صدر خواهیم گذاشت، می‌آیند و ...؛ بگذریم!

آقا جان! با این شیوه و این آماده‌سازی برای بنی‌صدر شدن آن بنده خدا که اوضاعش برای خیلی‌ بچه حزب‌اللهی‌ها روشن است، داری نماز صبحت را قضا می‌کنی!

فقط کافی نیست که ته دلت نسبت به خیانت آقای لاریجانی -در طرح سوال-، یا کثافت‌کاری‌ای که در طرح جدید برای وقف کل مملکت برای حلقه‌های بسته صورت می‌گیرد، احساس بدی داشته باشی. باید عمل و دغدغه‌های روزانه‌ات ضرایب درست بیابد. آماده‌سازی برای بنی‌صدر شدن فلانی یک ضریبی دارد، این جور خیانت‌های جاری اما ضرایب بسیار بیشتری! این را باید در عمل و حرف‌ها و دغدغه‌هایت اعمال کنی! تکلیف الانت قطعا این نیست که بنشینی و منتظر شوی که وقتی فلانی بنی‌صدریزه شد، بیای وسط. تکلیفت الان را انجام بده

بی‌ربط مرتبط:
 روزی طلب
می‌گفت : «به رهبری بگو چشم اما کار خودت را بکن» خلاصه سیاست ورزی آقای هاشمی رفسنجانی است
دارم می‌بینم که با کارهای دو سال اخیر، بعضی حضرات نشان دادند که ترجیح می‌دهند چنین کسانی در مسند کار قرار بگیرند! چون حوصله مبارزه و کار برای تحقق آرمان‌های انقلاب را ندارند. و مثلا مجلس نهم را خیلی خوب تحویل چنین افرادی دادند...

*************
شهید بهشتی (+):
دو نوع سازش وجود دارد درعالم سياست، كه فكر ميكنم هر دو مردود باشند يكى سازش خيانتكارانه و ديگرى سازش مصلحت انديشانه است من شخصا هر دو نوع سازش را رد ميكنم
...
--------------------------------------------------------------------
A.A

بسم الله الرحمن الرحیم

در روزهایی هستیم که پس از جنگ هشت‌ماهه، زمینه‌ی کاملا مساعدی برای ارتجاع به دوران سلطنت تکنوکرات‌ها فراهم آمده است.  سلطه کامل بر مجلس، بازگشت طلبکارانه و مقتدرانه خاندان و همفکران هاشمی به صحنه، باج‌دهی‌ها فراوان به این جریان فاسد، از شواهد این دوران است. همانند پس از جنگ 8 ساله، امروز هم فضا آماده‌ی یک دولت سازندگی دیگر است که به نام‌های بزک کرده وحدت و اعتدال روی کار خواهد آمد تا 30 سال آینده حزب‌اللهی‌ها را مشغول اصلاح استحاله این جریان در انقلاب بکنیم.

بگذریم از این نکته که برچسب زدن و غلب مفهوم کردن از واژگانی چون اعتدال و عقلانیت و وحدت و...، نتیجه‌ای نخواهد داشت. چرا که هر کس خود را مظهر اعتدال و عقلانیت می‌نامد و دیگران را افراطی و تفریطی! این واژه‌بازی‌ها نتیجه‌ای چه کمکی در روشن شدن حقیقت دارد؟

اوضاع انقلاب در شرایط پیچیده و خطرناکی است. وظیفه ما در این شرایط چیست؟ حالا در این میانه، دوستانی بحث‌هایی مطرح می‌کنند که جای تعجب است.

شیوه برخورد با آنچه غیرعقلانی‌گری و تندروی می‌نامید چیست؟

وقتی این نسل -که خودتان هم جزء همان‌هایید- از شما تنها این وجهه را می‌بینند که با ادبیات زننده و خود مطلق‌پنداری، مدعی وحدت می‌شوید. وقتی همین دوستان و هم‌جبهه‌ای‌هایتان را هم دفع حداکثری می‌کنید. با غیرانقلابی‌ها و تکنوکرات ها اغماض می‌کنید و بر انقلابیون می‌شورید. رحماء علی الکفار و اشدا بین مومنین می‌شوید. نسبت به این همه استحاله در سیرت و حقیقت انقلاب بی توجهید و ذره‌ای واکنش نشان نمی‌دهید. وقتی کوچکترین تفاوت سلیقه بین رفقای بسیجی‌تان را سرکوب می‌کنید. وقتی -همانطور که علی آقا اشاره کردند- اسم مقدس بسیج را خرج کارهای حزبی و رفاقت‌هایتان کردید و تنها کسی هم بودید که این کار را کردید. وقتی و وقتی...

من معتقدم این همه وجهه شما نیست. ولی وقتی از جانب شما تنها این دیده می‌شود چه انتظاری دارید؟ وقتی در یک سال گذشته فقط چنین بحث‌هایی دیده شده است چه انتظاری دارید؟ آیا راه درست این نیست که آرمان‌گرایی عاقلانه را در عمل نشان دهید؟ کجا آمدید یک آرمان را طی یک عمل عاقلانه نشان دهید؟ مثلا همین افتضاح مهدی هاشمی. آرمانگرایی عاقلانه شما اینجا چطور بروز می‌یابد؟ در هزاران ماجرای دیگر که انقلاب درگیر آن است چه طور؟ نمی‌خواهید بگویید که دفاع از همه گند‌کاری‌ها، فسادها و اشکالات موجود در نظام اسمش آرمانگرایی عاقلانه است؟

به نظرم بهترین راه به جای این نامه‌های سراسر مغلوط (که ناشی از دور شدن نظرات و عمل‌تان از اکثریت مطلق جامعه مومنین است)، وارد میدان شدن و آرمانگرایی عاقلانه مورد ادعای شماست.


*************
اینکه آدم بخواهد جمع بین دنیا و آخرت کند؛ یعنی هم نماز بخواند، هم دین داشته باشد، نه با یزید بجنگد نه با سیدالشّهدا(ع)، مثل کوفیان می‌شود. ارادة جمع بین دنیا و آخرت موجب شد قدم به قدم آمدند به لشکر نخیله... (+)
--------------------------------------------------------------------
M.D

الحق والانصاف که جماعت شما استاد شعار دادن و تخریب هستید
شما بگویید در قضیه ی مهدی هاشمی چه کردید؟آیا بجز یک مشت شعار بی فایده کاری کردید؟شما بگویید در ماه های اخیر که تورم وحشتنناک مردم را می آزرد چه کردید؟اصلا خبر از قیمت پنیر نیم کیلویی داری؟اصلا گذر شما ها به سوپرمارکت می افتد؟می دانم که از همه ی اینها با خبرید.برای اینها چه کردید؟مردم زیر بار بی تدبیری های مسخره ی این دولت دارند له می شوند شما چه کردید؟بسیجی که شما ساختید چنهد بار فریاد زد؟آیا نابود کردن اقتصاد کشور با بی تدبیری و بخشنامه های کیلویی ضربه به انقلاب نیست؟اصلا یک سوال مهم آیا شما ها حرف ایجابی هم بلدید بزنید؟
دغدغه های شماها از کف جامعه خیلی خیلی دور است.در همین روزهایی که شما فکر می کنید لاریجانی معضل اصلی کشور است ببینید درصد رسمی بیکاری در کشور چقدر است.آیا در مورد افزایش بیکاری هم حرفی می زنید.ایکاش نصف آن چیزی که به مهدی هاشمی می پردازید به مسایل مهم کشور هم می پرداختید.اتفاقا این حرف های شما همان چیزی است که بنده با آن مشکل دارم.یک مشت حزب اللهی دور هم جمع می شوید و فکر می کنید مسئله ی اول کشور جوانفکر و مهدی هاشمی است.همه هم همدیگر رو تایید می کنید.امیدوارم وقتی دور هم همدیگر را تایید می کنید گاهی خبری هم از دغدغه های واقعی جامعه بگیرید.
این علی آقایی هم که گفتید من نمی دونم کیه و چی گفته اما حدس می زنم عضو گروپه که من عضوش نهیستم و شنیدم کلی دور هم ما رو نقد کردید.به مسولش درخواست دادم من رو هم عضو کنه هنوز وقت نکرده
یا حق



بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سوم دی 1391 توسط محمد نوری
در مورد این‌که هر فکر و هر شخصی از نظر تاریخی جای خاصی دارد شما می‌توانید پدیده‌ی احمدی‌نژاد را در تاریخ خودمان در نظر بگیرید و با عبرت‌گرفتن از آنچه پیش آمد جایگاه فرهنگی خودتان را ارزیابی کنید و سعی بفرمائید آنچه در این سال‌ها گذشت را بازخوانی نمایید. بنده تحلیلم این است آقای احمدی‌نژاد معتقد است انقلاب اسلامی اهداف بسیار بزرگی دارد که دولت‌های گذشته نه تنها قدمی به سوی آن اهداف برنداشتند بلکه حجاب آن اهداف شدند و ایشان احساس کرد توانایی این را دارد که به میدان بیاید و انقلاب را از آن حجاب‌ها آزاد کند و به مسیر اصلی برگرداند و مقام معظم رهبری هم دولت ایشان را دولت برگشت به اهداف انقلاب توصیف کردند ولی به نظر بنده آقای احمدی‌نژاد ظرفیت زمانه‌ای را که می‌خواست برنامه‌هایش را در آن پیاده کند در نظر نگرفت، چون از یک طرف رهبری را دید که بسیار مایل‌اند ما از تنگنای پیش آمده عبور کنیم و از طرف دیگر مردم را دید که به شدت آماده تحولی اساسی در نظام اداری و اقتصادی هستند، ولی متوجه نشد در عین آن که انسان همیشه باید اهداف مقدسی را مدّ نظر داشته باشد، باید به ظرفیتی که زمانه برای تحقق آن اهداف دارد نیز توجه کند. عنایت داشته باشید بنده هرگز نمی‌خواهم بگویم نباید آقای احمدی‌نژاد می‌آمد و یا اگر نمی‌آمد بهتر بود و یا حضور ایشان در این مقطع تاریخی برکات خاص خود را به همراه نداشت، عرض بنده این است که بیائید راز ممانعت‌هایی را که از طریق جریان‌های اصول‌گرا در مقابل ایشان شد بیابید.
بخواهید و نخواهید ما از پدیده‌ی احمدی‌نژاد در تاریخ خود چیزهایی به‌دست خواهیم آورد ولی چرا کار به اینجا کشید که نیروهای مذهبی و معتقد به انقلاب نه‌تنها به کمک او نیامدند بلکه تا حدّی مانع کار او هم شدند، در حالی که مقام معظم رهبری در دیدارشان با مجلس هشتم فرمودند با این دولت انقلابی خیلی می‌توانید کارها را جلو ببرید. حتی تعبیر دولت انقلابی را بکار بردند و معلوم بود که رهبری خوشحال بودند که شرایطی به وجود آمده که می‌توانیم از چندین بن بست تاریخی عبور کنیم ولی دیدید که جریان‌های مخالف بعد از چهار سال به خود آمدند و ممانعت‌ها را شروع کردند و آقای احمدی‌نژاد را در دولت دهم زمین‌گیر کردند. در این‌که انقلاب اسلامی بحمدالله از تجربه‌ی پدیده احمدی‌نژاد نردبان بزرگی می‌سازد و با جهشی شایسته موانع را پشت سر می‌گذارد، شک نداشته باشید. اما بالأخره از این پدیده ساده نگذرید که چرا ساختارهای فرهنگی ما در جبهه‌ی مذهبی نمی‌تواند متوجه جایگاه تاریخی احمدی‌نژاد شود و با طرح بهانه‌هایی نه چندان مطمئن به او پشت می‌کند، به طوری که بین دولت ایشان و نیروهای اصول‌گرا تعارض پیش می‌آید. با این‌که می‌توان از سخنان رهبری در دولت نهم این‌طور فهمید که دولت آقای احمدی‌نژاد دولت ایدآل رهبری بود و دولت می‌خواست مقاصد امام را در نظام اجرایی دنبال کند و سخنان رئیس جمهور نشان می‌دهد که به عمق معارف عالیه‌ی اهل البیتh آگاهی و ایمان دارد. به همین جهت بنده تأکید می‌کنم پدیده‌ی احمدی‌نژاد در این برهه از تاریخِ انقلاب باید ما را بیدار کند که چرا هنوز تاریخ ما در بین نخبگان ظرفیت تحقق اهداف متعالی خود را ندارد، فکر می‌کنم برای خودِ رهبری نیز این عبرت پیش آمد که گویا مذهبی‌هایِ ما نیز تا آنجاها که احمدی‌نژاد می‌خواهد جلو برود همراهی نمی‌کنند و بدخواهان می‌توانند از طریق جریان‌هایی که در تاریخ ما خانه کرده‌اند نیروهای مذهبیِ ما را تحت تأثیر قرار دهند و ما را متوقف کنند. رهبری نیز این عبرت را گرفتند که در بین جریان‌های اصول‌گرا هم هنوز تاریخِ دفاعِ مستقیم از احمدی‌نژاد نرسیده و اگر ایشان مستقیماً از دولت دهم دفاع کنند همان نیروهای مذهبی آقا را تنها می‌گذارند، در حالی که انتظار داشتند با توجه به تأییدهایی که از دولت در برهه‌های مختلف، حتی بعد از خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد داشتند، نیروهای مذهبی طور دیگر عمل می‌کردند. مقام معظم رهبری با آن بصیرت الهی که دارند متوجه‌اند هنوز باید با نیروهای انقلاب مدارا کرد و احمدی‌نژاد هم باید بپذیرد که فدا شدن برای انقلاب عین نور است و احتمالاً هم پذیرفته است.
همه باید متوجه باشیم که اعضای حزب مؤتلفه نه ضد دین‌اند و نه ضد انقلاب، با آن همه سابقه‌ی مجاهده و زندان و شکنجه، ولی نوع نگاهشان به مذهب و انقلاب طوری است که خود را به آقای هاشمی نزدیک‌تر احساس می‌کنند تا به آقای احمدی‌نژاد، و این در حالی است که آقای احمدی‌نژاد ابداً انتظار نداشت جریان‌های مذهبی مثل مؤتلفه جایگاه او را درک نکنند. آقای هاشمی ادبیات ارتباط با جریان‌هایی مثل مؤتلفه و علماء را می‌شناسد و در همین راستا در زمان ریاست جمهوری خدمت علما می‌رفت و حساسیت‌های آن‌ها را رعایت می‌کرد در حالی‌که آقای احمدی‌نژاد با نگاه مخصوص به خود متوجه بود در شرایط موجود ساختار حوزه در خطر است، چون طلبه و خانواده او آینده ندارد، بی‌سر و صدا بودجه‌ی لازم جهت بیمه و بازنشستگی طلبه را حل کرد. انتظارش آن بود که نیروهای مذهبی متوجه شوند با این کار تاریخِ حوزه تغییر می‌کند و از این جهت معنی حضور تاریخی احمدی‌نژاد را بفهمند بدون آن که انتظار داشته باشند آقای احمدی‌نژاد برود گزارش کارهای جزئی را به علماء بدهد. این مثال را به این منظور عرض کردم که یک مقدار بتوانیم به همدیگر نزدیک‌تر بشویم و معنای جایگاه تاریخی احمدی‌نژاد را روشن کنم و عرض کنیم در همه‌ی امور حساسیت آقای احمدی‌نژاد از همین جنس بود که می‌خواهد ما را از مشکلات بنیادین موجود رهایی دهد. ولی روح تاریخی ما این نوع حساسیت‌ها را نمی‌فهمد. در همین راستاست که باید ما از پدیده‌ی احمدی‌نژاد عبرت بگیریم و ظرفیت زمانه‌ی خود را بشناسیم که چرا هنوز به اهدافی که انقلاب باید به طور جدّی پشت سر بگذارد، حساس نیستیم و تنگناهای اساسی خود را نمی‌شناسیم و از حساسیت‌هایی بالاتر از حساسیت‌های اصول‌گرایی سنتی جلوتر نمی‌رویم. حتی عده‌ای بحث وقت‌شناسی از نظر اهل البیتh را که بنده با آن همه امید مطرح کردم، برنتابیدند و گفتند یعنی چه که طاهرزاده می‌گوید هر کاری در هر زمانی قابل عمل نیست.[30]
در مورد مباحث فرهنگی نیز موضوع از همین قرار است که تا ظرفیت هر حرف حقی فراهم نباشد نمی‌توانید بزنید. وقتی بعضی از جریان‌ها در حوزه علمیه قم در آن زمان که علامه طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه» با آن‌همه احتیاط المیزان را می‌نویسند، باز با او مقابله می‌کنند شما نیز باید پذیرش زمانه را در نظر بگیرید. حضرت امام در درد و دل خود می‌گویند:
«در شروع مبارزات اسلامى اگر مى‏خواستى بگويى شاه خائن است، بلافاصله جواب مى‏شنيدى كه شاه شيعه است! عده‏اى مقدس نماىِ واپسگرا همه چيز را حرام مى‏دانستند و هيچ‌كس قدرت اين را نداشت كه در مقابل آن‌ها قد علم كند. خون دلى كه پدر پيرتان از اين دسته‌ي متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختي‌هاى ديگران نخورده است. وقتى شعار جدايى دين از سياست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان، غرق‌شدن در احكام فردى و عبادى شد و قهراً فقيه هم مجاز نبود كه از اين دايره و حصار بيرون رود و در سياست و حكومت دخالت نمايد، حماقت روحانى در معاشرت با مردم فضيلت شد. به زعم بعض افراد، روحانيت زمانى قابل احترام و تكريم بود كه حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد و إلاّ عالِم سيّاس و روحانىِ كاردان و زيرك، كاسه‏اى زير نيم كاسه داشت. و اين از مسائل رايج حوزه‏ها بود كه هركس كج راه مى‏رفت متدين‌تر بود. يادگرفتن زبان خارجى، كفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرك به‌شمار مى‏رفت. در مدرسه‌ي فيضيه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از كوزه‏اى آب نوشيد، كوزه را آب كشيدند، چرا كه من فلسفه مى‏گفتم. ترديدى ندارم اگر همين روند ادامه مى‏يافت، وضع روحانيت و حوزه‏ها، وضع كليساهاى قرون وسطى.»[31]
شما اگر فعلاً بتوانید نشان بدهید می‌توان یک هندسه‌ی فکری داشت که در ذیل شخصیت اشراقی امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» انقلاب را جلو برد و این را در کنار سایر فکرها مطرح کنید، کار خوبی کرده‌اید ولی به شرطی که کارتان به تعارض با سایر فکرها کشیده نشود و به شرطی که مثل حضرت روح الله خمینی بفهمانید که نه‌تنها دست علماء بلکه دست طلاب را هم می‌بوسم. به امام ایراد گرفتند چرا خانه‌ی آقای شریعتمداری رفتید؟ بنده نظرم این است خدا پاداشی که به حضرت امام داد و موانع بزرگی را از جلو انقلاب عقب زد به جهت آن بود که ایشان در آن شرایطِ تاریخی به خانه شریعتمداری رفتند. شما شرایط تاریخی آن روز را در نظر بگیرید که جریان‌هایی ذیل آقای شریعتمداری داشتند یک جریان فرهنگی می‌شدند. امام وظیفه‌ی خود دیدند بروند و به این‌ها امنیت بدهند تا انگیزه مقابله با نظام در آن‌ها از بین برود، امنیت به کسی دادند که بعداً حاضر به ترور امام توسط قطب‌زاده شد تا او را به جای امام بنشانند و نتیجه ملاقات امام با شریعتمداری آن شد که خدا کمک کرد تا او از سر راه انقلاب برداشته شود. این یک مثال بود، انطباق و عدم انطباق آن با موضوع به عهده‌ی شما است. آنچه به دنبال آن هستم اظهار مکنونات درونی‌ام است در عبرت‌گیری از پدیده‌ی احمدی‌نژاد در تاریخی که در آن هستیم و این را نکته‌ی مهمی می‌دانم، هر چند درک حقیقت مطلب محسوس و قابل اشاره نیست.
بنده از اردیبهشت سال 1390 تا حال دائم به موضوع تقابل جریان اصول‌گرایی سنتی با آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کنم و معتقدم این موضوع چیزی نیست که بتوان از فکرکردن در مورد آن رها شد. کمی موضوع را بازخوانی کنید و جایگاه آقای احمدی‌نژاد را و خدمات بسیار تاریخ‌ساز او را در نظر بگیرید. چه در تغییر جهت انقلاب به سوی اهداف اصلی در داخل و چه در نمایاندن حقیقت انقلاب در جهان، که دقیقاً در هر دو جبهه به عنوان کسی عمل کرد که از جنس انقلاب بود و بدانیم این سنت خدا است که به ما وعده داده «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»[32] یقیناً آنچه را ایشان در داخل و خارج شروع کرد نتایج خود را به بار می‌نشاند. خداوند به ایشان توفیق بدهد که جایگاه خود را بداند که چه نقشی در کنار انقلاب اسلامی در تاریخ آینده دارد و از آن مهم‌تر بفهمد راز مقابله‌ی جریان اصول‌گرایی سنتی با او چیست و از این جهت به زمان خود عارف شود که به تعبیر امام صادقu: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِس»[33] آن‌كه نسبت به زمان خود دانا است، گرفتار امور اشتباه انگيز که مايه گمراهى است نمى‏شود.
تمام موضوعاتی که بر روی سایت‌ها در نقد آقای احمدی‌نژاد مطرح می‌شود بر این اساس است که نگذارند این روحیه در آینده ادامه پیدا کند و طوری خبرسازی می‌کنند که بگویند احمدی‌نژاد چیز مهمی نبود حتی در ریخت و پاش‌های اداری مثل قبلی‌ها بود، پس پدیده‌ی جدیدی ظهور نکرده تا امیدوار شوید انقلاب در آینده‌ی خود چنین اشخاصی را می‌پروراند، ادامه‌ی انقلاب همان روش آقای هاشمی و آقای خاتمی است و احمدی‌نژاد چیزی است که نباید می‌آمد. علامه امینی می‌فرمایند تک تک این روایاتی که در وصف خلیفه اول و دوم و سوم جعل شده روی حساب جعل شده تا آن حدّی که به تعبیر بنده افرادی مثل محی الدین بن عربی و مولوی هم که ارادت کامل به علیu دارند، نمی‌توانند خیلی بین آن خلفا با علیu تفکیک کنند. همه‌ی آن روایات را در وصف سه خلیفه جعل کردند تا بگویند علیu چیز جدایی نیست، ادامه‌ی اسلام در آینده همانی است که خلیفه‌ی اول و دوم و سوم نشان دادند و علیu غیر از آن‌ها نیست، تا ما در آینده‌ی اسلام نظر به مهدیg نداشته باشیم. جریان‌های فکری مقابل آقای احمدی‌نژاد وقتی متوجه شدند با ظهور احمدی‌نژاد همه‌ی معنای آن‌ها نفی می‌شود با تمام قدرت به میدان آمدند و آقای موسوی را که در نمک خوابانده بودند برای مقابله با آقای احمدی‌نژاد به میدان آوردند تا کار را تمام کنند و وقتی این پروژه به نتیجه نرسید به دنبال پروژه بعدی بودند که در اولین فرصت عملیاتی کنند و با جریان خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد فرصت را غنیمت شمردند و موضوع را طوری طرح کردند که جریان اصول‌گرای سنتی تصمیم بگیرد به کلی از احمدی‌نژاد عبور کند، بدون آن که متوجه تبعات عبور از احمدی‌نژاد باشد. با این که مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» همان زمان که آقای احمدی‌نژاد خانه‌نشینی کرده بودند فرمودند ایشان با اصل نظام و ولایت فقیه مسئله‌ای ندارد، ولی به هر صورت معلوم شد اصول‌گرایی سنتی جایگاه تاریخی احمدی‌نژاد را نمی‌فهمد و با هر جریانی که غیر جریان اصول‌گرایی سنتی باشد به چشم دشمن خود، حتی دشمن انقلاب نگاه می‌کند.
آقای احمدی نژاد در مورد گفتگو با آمریکا در سفر اخیرشان به نیویورک فرمودند: «اگر آمریکا رفتارش را نسبت به ملت ایران تغییر دهد و بر اساس عدالت و راستی و عقلانیت حرکت کند و همچنین حیثیت خود را خرج رژیم جعلی صهیونیستی نکند امکان برقراری رابطه با آمریکا دور از تصور نیست». از طرف بعضی نمایندگان مجلس و یا بعضی از روزنامه‌ها و سایت‌های اصول‌گرا برخوردهایی تندی با این سخنان شد و تلاش ‌کردند بگویند مواضع رهبری با رئیس جمهور متفاوت است. حتی بعضی گفتند از موضع رئیس جمهور احساس شرم می‌کنند. عده‌ای گفتند: سخن‌گفتن رئیس جمهور در این زمینه یک اشتباهی است که باید انگیزه‌ی طرح این‌گونه مباحث را برای مردم روشن کند و دست گروه انحرافی در کار است و این اوج انحراف است. در حالی‌که مقام معظم رهبری در دیدار با برگزیدگان اقشار مختلف مردم در خراسان شمالی با اشاره به پیشرفت خوب در ادبیات مقابله با زورگویان جهانی فرمودند: «یکی از عرصه‌های پیکار با دشمنان، عرصه‌ی حرف‌زدن‌های بین‌المللی است و مسئولان ما امروز در پشت میز مذاکرات گوناگون و تریبون‌ها، حرف‌های پخته، جامع و جالب و درست می‌زنند» که معلوم است دفاعی است از آقای احمدی‌نژاد در مقابل آن نوع برخوردهای تندی که با سخنان ایشان شد.
درست است که روح انقلاب اسلامی به چیزی بیش‌تر از آنچه آقای هاشمی در نظر دارند نظر دارد و حتماً از آقای هاشمی بیش از پیش عبور می‌کند و طبیعی است که در جریان عبور از آقای هاشمی به احمدی‌نژاد و چیزی گسترده‌تر از آقای احمدی‌نژاد می‌رسد ولی بالأخره برای مدتی جریان‌های مذهبی به یک سرگیجه دچار می‌شوند و این یک پدیده بسیار عبرت‌آموزی است تا ما متوجه باشیم در امور فرهنگی نیز باید تحمل زمانه را در نظر بگیریم و اگر رسول خداf می‌فرمایند: «إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ»[34] ما گروه انبیاء دستور داریم در حدّ عقل مردم به آن‌ها سخن بگوئیم. بفهمیم اگر نتوانیم از پدیده احمدی‌نژاد در امور فرهنگی عبرت بگیریم در ارائه معارف عالیه‌ای که حضرت امام به جا گذاردند، عقیم می‌شویم. امام صادقu با توجه به ظرفیت زمانه عمل می‌کردند آنجایی که منصور دوانقی به جهت سعایتی که از حضرت در نزد او کرده بودند منصور به ربیعِ حاجب دستور داد حضرت صادقu را حاضر کنند. وقتی خلیفه چشمش به حضرت افتاد گفت: «َقتَلَنِيَ اللَّهُ إِنْ لَمْ أَقْتُلْكَ أَ تَلْحَدُ فِي سُلْطَانِي ‏وَ تَبْغِينِيَ الْغَوَائِل‏» خدا مرا بكشد اگر تو را نكشم! آيا تو در باره سلطنت من به جدال پرداخته و مردم را بازگردانى، و نقشه براى (به هم زدن خلافت) من مي‌كشى؟ حضرت صادقu در چنین فضایی و با توجه به زمانه‌ای که در آن به سر می‌برند می‌فرمایند: «وَ اللَّهِ مَا فَعَلْتُ وَ لَا أَرَدْتُ وَ إِنْ كَانَ بَلَغَكَ فَمِنْ كَاذِبٍ وَ لَوْ كُنْتُ فَعَلْتُ لَقَدْ ظُلِمَ يُوسُفُ فَغَفَرَ وَ ابْتُلِيَ أَيُّوبُ فَصَبَرَ وَ أُعْطِيَ سُلَيْمَانُ فَشَكَرَ فَهَؤُلَاءِ أَنْبِيَاءُ اللَّهِ وَ إِلَيْهِمْ يَرْجِعُ نَسَبُكَ فَقَالَ لَهُ الْمَنْصُورُ أَجَلْ ارْتَفِعْ هَاهُنَا فَارْتَفَع‏»[35] به خدا من چنين نكرده و نه چنين قصدى داشته‏ام! و اگر سخنى در اين باره به تو رسيده از دروغگوئى بوده است (كه به من دروغ بسته) و اگر خواهى كرد (آنچه گفتى) پس همانا به يوسف ستم شد و او بخشيد، و ايوب به بلا دچار شد و صبر كرد، و به سليمان نعمت داده شد و او شكر كرد، و اينان پيغمبران خدا هستند و نژاد تو نيز به آنان رسد. منصور به کلی تغییر روحیه داد و حضرت را به نزد خود خواند. ملاحظه کنید حضرت چگونه شرایط را تشخیص می‌دهند و عمل می‌کنند، در زمانی‌که صلاح نمی‌بینند با منصور دوانقی در رابطه با حکومت بنی‌عباس درگیر شوند و از مردمی که آمادگی حکومت امام معصوم را ندارند غافل نیستند وگرنه امام نه از منصور دوانقی می‌ترسند و نه نگران آینده خود هستند ولی می‌فهمند زمانه هنوز ظرفیت حاکمیت امام معصوم را ندارد و به همین جهت به تدوین معارف اسلامی پرداختند و پایه‌ی فرهنگی شیعه‌ی جعفری را بنیان نهادند.
مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» در چهاردهم خرداد 1390 که در حرم حضرت امام صحبت می‌کردند یکی از مشخصه‌های مکتب حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» را عقلانیت معرفی کردند. همه باید سعی کنیم این حرف گم نشود، ایشان روشن کردند، عقلانیت در مکتب امام یعنی شناختن زمان. ملاحظه کردید امام صادقu نفرمودند چون که ما بر حقیم پس کوتاه نمی‌آییم، اگر می‌خواهید این انقلاب بماند و آنچه که معتقدید حق است جای خود را در تاریخ آینده باز کند از برخورد حضرت صادقu و نمونه‌های شبیه به آن نتیجه‌ی لازم را بگیرید، اسم این کار محافظه‌کاری نیست، عقلانیت است که برای انجام کارهای بزرگ و اهداف متعالی باید شرایط را در نظر گرفت و شرایط را برای آن کارها آماده کرد.  ممکن است اشکال کنید که این مثال شما با موضوعی که مطرح است تطبیق ندارد بنده هم اصراری ندارم بر این که حتماً مثال من با موضوع منطبق است، همین‌طور که عرض بنده به این معنا نیست آن‌جایی که شرایط ما «بدر» و «خیبر» است مثل وقتی عمل کنیم که شرایط ما شِعب ابی‌طالب بود، ولی باید بدانیم در موقعیت «بدر» و «خیبر» چگونه عمل کنیم که کار جلو رود و همراهان تنهایمان نگذارند. آنچه نباید فراموش کنیم این است که چنین فرهنگی در سیره اهل البیتh هست که متوجه ظرفیت زمانه بودند و بر این اساس تأکید می‌کنم حرف‌های شما در جبهه فرهنگی نباید طوری باشد که حاصل آن نفی سایر جریان‌های فرهنگی گردد که در ذیل امام و رهبری قرار دارند و یا اگر در ذیل شخصیت فکری و فرهنگی امام و رهبری نیستند حدّاقل به طور آشکار بنای مقابله با امام و رهبری را ندارند.
درست است اگر با دقت بر روی سخنان امام متمرکز شویم چیزی برای غرب و جریان‌های غرب‌زده نمی‌ماند ولی طوری عمل کنیم که غرب‌زدگانِ غافل را آگاه نماییم و از این جهت عبرت‌گیری از پدیده‌ی احمدی‌نژاد را فراموش نکنیم وگرنه به راحتی در جبهه فرهنگی از میدان به خارج پرت می‌شوید. آقای احمدی‌نژاد ظرفیت جایگاه تاریخی را که باید در آن اقدام می‌کرد بیش از آن می‌دید که واقع شد و ما باید از این موضوع عبرت بگیریم، به خصوص که در این راستا بسیاری از آرمان‌هایی که رهبری مدّ نظر داشتند آسیب دید و با موضع‌گیری جریان اصول‌گرایی سنتی در مقابل آقای احمدی‌نژاد عملاً آرمان‌های عدالت‌خواهی و اصلاح امور اداری کشور و عبور از اصول‌گرایی حزبی، به حاشیه رفت. مجلس با انگیزه مقابله با آقای احمدی‌نژاد عملاً سخنان رهبری را نشنیده گرفت. رهبری در تاریخ 21/10/1388 در ملاقاتی که فراکسیون انقلاب اسلامی با ایشان داشتند فرمودند:
«من بارها این نکته را به بعضی از همین آقایان هم گفته‌ام. بنده معتقدم لایحه دولت را باید گرفت؛ اگر اشکالی دارد، اشکال را به دولت گفت تا خود دولت برطرف کند و مجدداً لایحه را بیاورد و تصویب شود. این حرفی که دولت می‌زند و می‌گوید لایحه من را می‌گیرند و 100 درصد را تبدیل می‌کنند به 50 درصد، 60 درصد، به اعتقاد ما این اشکال واردی است، این اشکال درستی است. حتی در مورد وزرا هم اعتقادم همین است. یک وقتی هم اینجا گفتیم، آقایان هم بودند؛ رؤسای سه قوه همه‌شان بودند، جماعت دیگری هم بودند. بعضی‌ها گفتند آقا دولت خودش ناسازگاری می‌کند، شما هم یک حرفی می‍زنید. گفتم این اعتقاد من است. واقعاً اگر چنانچه رئیس جمهور هیئت وزیران را به مجلس بیاورد و مجلس بگوید نه، من به خاطر این یک نفر، هیئت وزیران را قبول نمی‌کنم؛ برگرداند، او ترکیب را هر جور که می‌خواهد درست کند، مجدداً بیاورد؛ این برای دولت و مجلس بهتر است تا اینکه بگیرند وزرا را یکی یکی تکه پاره کنند. البته باید طبق قانون عمل کرد.»
ولی ملاحظه فرمودید بعد از این صحبت، هر دو سالی که دولت لایحه بودجه را به مجلس داد، مجلس کار خود را کرد.
مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» با جریانی از اصول‌گرایی روبه‌رو هستند که در عین احترام به رهبری، کار خودش را می‌کند و بحمدالله رهبری با تذکرات پی در پی روشن می‌کنند چه جریانی صادقانه به دنبال رهبری است و چه جریانی صرفاً ادعای پیروی از رهبری را دارد. با توجه به چنین فضایی مباحث را به هر صورتی که تشخیص می‌دهید شکل دهید و مطرح کنید ولی مواظب باشید که در شرایطی هستیم که در بسیاری موارد بر روی موضوعات – اعم از سیاسی و یا فرهنگی – فکر نمی‌شود، باید جامعه را به سوی تفکر جلو برد و نه به سوی دسته‌بندی‌ها و ما هم بشویم یک دسته‌ای کنار سایر دسته ها.
بنده معتقدم طرفداران آقای احمدی‌نژاد دو نوع هستند. عده‌ای از اصول‌گرایان که براساس اشارات مقام معظم رهبری به آقای احمدی‌نژاد وقتی شهردار تهران بودند، نظر کردند، آن وقتی رهبری فرمودند: امروز رایحه‌ی خوش خدمت از شهرداری به مشام می‌رسد. این اصول‌گرایان در عین طرفداری از آقای احمدی‌نژاد، سایه به سایه‌ی رهبری جلو می‌روند و در عمل، میل و تحلیل رهبری از امور را بر میل و تحلیل خودشان ترجیح می‌دهند، این‌ها موفق‌اند و خدا هم کمکشان می‌کند تا به تعبیر رهبری جایگاه گفتمانی آقای احمدی‌نژاد را درک کنند، خداوند نوری به این‌ها می‌دهد که می‌فهمند مبنای موضع‌گیری مقام معظم رهبری نسبت به دولت دهم کجاست. این افراد طرفدار احمدی‌نژاد هستند که خود را فرزند انقلاب اسلامی می‌داند و نه فرزند اصول‌گرایانی که با یک نگاه حزبی چنگ بر اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما انداخته‌اند، بدون آن‌که بتوانند یک «نه گفتن» به ظالمان را در عرصه‌ی جهانی از خود نشان دهند. اما عده‌ای را هم می‌شناسم که از سر احساسات و در راستای مقابله با رقبای آقای احمدی‌نژاد از آقای احمدی‌نژاد طرفداری می‌کنند، بدون آن‌که تحلیل درستی از جایگاه تاریخی آقای احمدی‌نژاد و یا مبانی فکری ایشان داشته باشند که باید به شدت از این افراد فاصله گرفت، این‌ها باید آمدن پا به پای امام و رهبری را تمرین کنند، آن وقت إن‌شاءالله از این‌که گرفتار افراط‌گری شوند نجات پیدا می‌کنند. ما در روش عرفایی مثل حضرت امام و مرحوم ملاصدرا چیزی داریم به نام «مخفی‌کاری عرفانی» که در آخر کتاب‌هایشان می‌نویسند: از تو می‌خواهم که این مطالب را جز نسبت به اهلش، بخل بورزی. و در همین راستا آیت الله جوادی فرمودند: «علامه طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه» معتقد بودند زمان طرح معاد در حوزه‌ها نرسیده است» و بنده فکر می‌کنم ما در طرح بعضی از معارف الهی در چنین شرایطی هستیم به طوری که حق‌بودن آن معارف یک جنبه‌ی قضیه است، جنبه‌ی دیگر آن این است که به ظرفیت مخاطبان هم باید توجه کرد. باید فکر کنیم که در حال حاضر در کجای تاریخ خود قرار داریم. رهبری معظم انقلاب با توجه به همه‌ی این امور می‌فرمایند: بحمدلله ما رو به جلوئیم. چون جایگاه انقلاب اسلامی را می‌شناسند و از نفوذ روح انقلاب غافل نیستند.
حقیقتی در درون انقلاب اسلامی حاضر است که به مرور از همه‌ی جریان‌هایی که به اهداف انقلاب وفادار نیستند عبور می‌کند و به فرهنگی رجوع دارد که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در سیاست و در فرهنگ پایه‌گذاری کرد و مسلّم نقشه‌های دشمن عقیم می‌ماند. مقام معظم رهبری در 14 خرداد امسال - سال 1391- در حرم حضرت امام این نکته را تذکر دادند که چرا می‌گوئید حیات معنویِ انقلاب ضعیف شده است، چرا به اعتکاف‌هایی که تشکیل می‌شود نگاه نمی‌کنید؟ از یک طرف در دانشگاه با چند دختر و پسرِ بی‌پروا روبرو می‌شوید که موازین اسلامی را رعایت نمی‌کنند ولی در همان دانشگاه بروید و به جوانان ناب، از دختر و پسر نظر کنید که جهت انجام اعتکاف از همدیگر سبقت می‌گیرند، مواظب باشید این همه رجوع به معنویت را ندیده نگیرید و بدانید حاصل انقلاب این است که شما در اعتکاف‌ها می‌بینید و آن بی‌پروایی‌ها رفتنی است و چون فرهنگ غرب رفتنی است. وقتی غرب خود را بی‌آینده می‌یابد حاضر است با تمام وجود با ما بجنگد. روش ما حکمت است و نه درگیری، بر عکس سعودی‌ها که مجبورند همین حالایشان را حفظ کنند، چون آینده‌ای ندارند، آینده از آن فرهنگ اهل البیتh است که روایات به آن اشاره دارد، ما در مقابله با جریان بی‌حجابی یک جبهه درست نمی‌کنیم ولی بدون این که به آن‌ها ارزش بدهیم می‌دانیم تاریخ ما با حیات فرهنگیِ با نشاط خود آن‌ها را پشت سر می‌گذارد. انقلاب اسلامی با روح معنوی خود کاری می‌کند که به لطف الهی این‌ها به حاشیه بروند و استقبال دانشجویان از حضور در مراسم اعتکاف این را نشان می‌دهد. برای این که زمانه‌مان را درست بشناسید و گرفتار افراط و تفریط نشوید این اعتکاف‌ها را از یک طرف و نهادهایی که با انقلاب هماهنگیِ لازم را ندارند، از طرف دیگر بررسی کنید و تنها ناکامی‌های ما را در آن نهادها مدّ نظر نداشته باشید.
ما از نظر نشاط تاریخیِ خود در شرایطی هستیم که می‌توانیم از شکست‌های خود سرمایه‌ی بزرگی بسازیم، همان‌طور که تحریم‌‌ها را به فرصت تبدیل کردیم.
عده‌ای با به حاشیه راندن دین، با بی‌هویتی روبه‌رو می‌شوند و بعد در مسیر جستجوی هویت خود به صوفی‌گری و عرفان فردی پناه می‌برند، هیچ‌کدام از این راه‌ها عامل به هویت رسیدن حقیقی نیست، نه دنیازدگی و سیاست‌بازی و نه مقدس‌مآبیِ فردگرایانه، انسان‌ها هویت خود را باید در «أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ»[36] جستجو کنند، باید برای یافتن هویت در عصری که اکثراً گرفتار بی‌هویتی شده، به امام خمینی اقتدا کرد و بس. آن کسی که خود را محصور  در فردیت می‌کند و آن که خود را در بی‌بند و باری منفجر می‌کند ،‌ هر دو در آتش بی‌هویتی گرفتارند و از به فعلیت‌آوردن بالقوگی‌های خود غافلند.
آری باید با خدایِ پیامبران زندگی کرد تا کشف و شهودی در ذیل نور پیامبران نصیب خود کنیم و معنی دین الهی را با تمام ابعاد آن درک نمائیم.
عمده آن است که همه‌ی توصیه‌ها توصیه به دین باشد و همه همدیگر را به دین و دینداری دعوت کنیم و همه‌ی ارزیابی‌ها براساس ملاک‌ها و ارزش‌های دینی باشد و این در حال حاضر تنها با رجوع به حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» ممکن است که ملاک دینداری امروز ما است برای جدایی از مرزهای جاهلیت و ادامه فرهنگی که در غدیر شروع شد.
خدا إن‌شاءالله کمک‌مان کند تا به نور الهی در زندگی عمل کنیم و به ثمره‌ی لازم برسیم.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391 توسط محمد نوری

اگر در اینترنت عبارت «Doctrine for the Armed Forces of the United States» را جستجو کنید حتماً می توانید نسخه ­ی 2009 فایل pdf دکترین نیروهای ارتشی ایالات متحده یا همان Joint Publication 1 را دانلود کنید. این سند دکترینال، ساختار طبقه ­بندی شده نیروهای نظامی آمریکا و مبانی عمل این نیروهای ارتشی را در تمام عملیات­ های نظامی و غیرنظامی ایالات متحده در سراسر دنیا تبیین می ­کند.

 


این سند توسط مرکز TRADOC در ارتش آمریکا تولید شده است و با دقت بیشتر، می توان به این نکته پی برد که آمریکا، آیین نامه های مدیریت جهان را در این مرکز تولید کرده و از طریق سازمان ملل و سازمان هایی تابعه آن مانند یونسکو، فائو، ایکائو، بهداشت جهانی و صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و ...، به کشورهای جهان ابلاغ کرده و ساختار مدیریت جهان را مطابق میل و اراده ی خود رقم می زند.

همواره وقتی که گفته می­ شود سازمان ملل و همه ­ی NGOهای بین­ المللی به ظاهر شیک و آشتی­ طلب و تمامی این سازمان­ ها و جریان­ هایی که لِیبِلِ هیومن رایتز خورده ­اند، ارباب جمعی لشکر سیاست خارجی ایالات متحده و شاخه ­های گسترش­ یافته ­ی ارتش آمریکا، در ظاهر غیرنظامی هستند؛ اخم افراد و جریان ­های شیفته ­ی مدرنیسم و شبه ­روشنفکر داخلی در هم کشیده می ­شود گویی که به مقدسات آنها توهین شده است. اما این سندی که این بار شما دانلود خواهید کرد، یک سند بسیار دقیق است برای این ادعا!

صفحه­ ی VII-8، یک نمودار جالب است که ما آن را عیناً در اینجا آورده ­ایم و می­ بینید.

 

این نمودار، نشان ­دهنده­ ی ساختار یک CMOC یا مرکز عملیات نظامی- غیرنظامی است که به تفکیک، اجزای این جزء ساختاری در ارتش آمریکا مورد بررسی قرار گرفته است. این مرکز عملیات از 5 بخش تشکیل شده است که مسئله ­ی ما پیرامون دو بخش آن است. همان طور که می ­بینید در دو سوی بخش نظامی این مرکز عملیات، دو بخش جالب دیده می ­شود: UN و NGOs. در بخش UN یا سازمان ملل چیزهایی که آمده است بسیار جالب است: یونیسف، برنامه ­ی جهانی غذا، دپارتمان عملیات حافظ صلح، کمیساریای عالی پناهندگان و سایر آژانس­ های زیرمجموعه­ ی سازمان ملل! در بخش NGOs یا سازمان­ های غیردولتی نیز مجموعه ­ی پزشکان بدون مرز جهانی، نجات کودکان، کمیته ­ی نجات بین ­الملل و سایر سازمان ­های انتفاعی و امدادی دیده می ­شوند.

چیزی که در تصویر عرضه شده است، ساختار یکی از مرکزهای عملیات ارتش آمریکا است و با صراحت اعلام شده است که سازمان ملل و تمام ساختارها و سازمان­ های ظاهراً بین­ المللی، جزئی از ارتش شیطان بزرگ هستند که همه­ ی تلاش آنها نیز در جهت اهداف همین ساختارها دیده می ­شود. راستی می ­دانید کدام کشور بیشترین استفاده را از «اجازه­ی وتو» کرده است و یک بار شنیده ­اید که یکی از این افراد مدرنیستِ دموکراسی­ خواهِ کشته­ مرده­ ی هیومن­ رایتز، به مسئله­ ی ظالمانه­ ی «وتو» اعتراض کند؟! جواب واضح است.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1391 توسط محمد نوری

رژیم سَبُع، ددمنش و وحشی صهیونیستی، در این هنگامه ی غوغای محرم، کربلایی به پا ساخته است در غزه به قاعده ی توحش، خباثت و جنونی که در ذات این رژیم و حامیانش نشسته است. اما سوای این ظواهر، باید دید هدف سردمداران کفر از این بازی خون آلود، چه بوده است.

مقاومت اسلامی در جهان، بر پایه و با محوریت جمهوری اسلامی ایران تعریف شده و بر همین مبنا نیز شناخته می شود. حال اگر بتوان یک تئاتر وحشت به راه انداخت و با نقش دادن به چند بازیگر جدید، عقبه ی مقاومت اسلامی را از ایران به یک کشور سازش کار ظاهراً انقلابی تغییر داد و آرام آرام، روحیه ی مقاومت را از یکی از بازوهای استراتژیک انقلاب اسلامی زدود، آیا چیزی جز بخشی از اهداف جهان کفر محقق شده است؟

وبسایت انستیتوی بروکینگز (مرکز طرح ریزی اصلی جریان دموکرات حاکم بر کاخ سفید)، روز سه شنبه، مقاله ای با قلم H.A. Hellyer  و با عنوان «از تحریر تا تل آویو» منتشر کرد که حاوی نکات جالبی است.

هِلیِر در ابتدا طرح می کند که «سؤال اکنون این نیست که آیا منازعه ی فلسطینی- اسرائیلی پس از خیزش های عربی تغییر می کند یا خیر، بلکه سؤال این است که چگونه تغییر می کند. موضوع این نیست که آیا آمریکا باید در تغییرات خاورمیانه درگیر شود یا نه، بلکه موضوع این است که آیا می خواهد به طور مؤثر درگیر شود یا خیر.»

در ادامه می گوید، مصر وارد جنگ نخواهد شد چون نه اخوان المسلمین، رغبتی به آن دارد و نه ارتش چنین اجازه ای را به آنها می دهد. اما در پاسخ به افکار عمومی مصر، مرسی نخست وزیرش را به غزه فرستاد تا به مردمش بگوید که نظر شما مهم است. سپس نویسنده با توجه به این که گزینه ی نظامی از روی میز مرسی حذف شده است (سخنان مرسی را با خاطر بیاورید که گفت ما به جز کمک نظامی، هر کمک دیگری به غزه می کنیم)، گزینه های دیگر را بررسی می کند. به صورت کلی، دو راه جلوی پای مرسی می بیند: همکاری با حماس (Solidarity)  و آشتی (Peace). چون گزینه ی نخست، باعث پیوند بیشتر مصر با مردم غزه و عادی سازی روابط آنها می شود، و در آینده به فرایند محاصره ی غزه، لطمه می زند، لذا وضعیت اسرائیل بدتر می شود. (برای ناکارآمد شدن هزینه های این گزینه علیه صهیونیسم، اسرائیل به سرعت و در روز هشتم، آتش بس را با شروط حماس پذیرفت!) اما گزینه ی دوم که با تصمیم آن، سه هدف دنبال می شود: پایان حملات اسرائیل به غزه (یکی از شروط حماس)، حفظ حماس در غزه برای جلوگیری از ایجاد وکیوم امنیتی در آنجا (شرط ترور نشدن اعضای حماس) و دستیابی به یک فرایند تضمین شده ی منتج به پایان منازعه ی فلسطینی- اسرائیلی و نهایتاً عربی- اسرائیلی. (جالب است که این اهداف با شروط حماس نسبت متقاربی دارند)!

در ادامه، وجود اوباما ضروری خوانده شده و نویسنده هشدار می دهد که در صورت موفق نشدن فرایند آشتی، فقط زمان از دست رفته و بحران بیشتر می شود. در پاراگراف آخر، گفته می شود که اگر منازعه حل نشود، معضل کلیدی در خاورمیانه ی وسیع تر، در باقیمانده ی این قرن، همین منازعه خواهد بود. لذا از سایر کشورهای عربی منطقه می خواهد تا بدون ترس از به خطر افتادن مشروعیتشان، وارد میدان شوند تا آشتی صورت بگیرد چرا که تمایل به تغییر در کشورهای عربی، پس از قضیه ی میدان التحریر، جادوگری است که از چراغ جادو بیرون آمده و به درون باز نمی گردد. جمله ی آخر این است: «سؤال این است که منازعه، «چطور» تغییر می کند، نه این که «آیا» تغییر می کند. نباید بپرسیم «چه موقع»، چرا که اکنون در حال رخ دادن است.»

حالا برنامه این است که با یک حمله ی همه جانبه به غزه، کشتاری راه بیفتد خون آلود و جهان از این خون ریزی به تحرک در آید که آشتی کنید آقایان. این فرایند آشتی، یک قهرمان، یک رهبر، یک جمال عبدالناصر می خواهد که زیر اسپوت لایت رسانه ای غرب به صحنه بیاید و به عنوان سفیر آشتی، اسرائیل و حماس را در سرازیر آتش بس قرار دهد. جهان عرب به این احساس و نتیجه برسد که محمد مرسی و دیپلمات های اسلام آمریکایی- وهابی بودند که غزه را از نابودی نجات دادند، پس همین ها مناسبند برای مدیریت جهان اسلام، ایران افراط گرا است و خطرناک. پس حالا که غزه حل شد، بیایید سوریه را هم همین خیرخواهان مسلمان عرب حل کنند.

در جبهه مقاومت اما، امام خامنه ای در دو سخنرانی پیاپی که دوشنبه و چهارشنبه گذشته داشتند، ابتدا در روز دوشنبه، تمرکز مسئله را روی سوریه گذاشتند با تکیه بر استراتژی پایه ای «وحدت شیعه و سنی» (و هیچ اسمی از غزه نیامد) و سپس در روز چهارشنبه، به غزه پرداختند با تکیه بر استراتژی کلیدی «مقاومت» (بدون هیچ اشاره ای به سوریه). لذا باید گفت: «راه غزه، از سوریه می گذرد.»

اما سؤال هایی می ماند که باید پرسیده شود: چرا حمله ی اسرائیل به غزه حتی بهانه ی ساختگی هم نداشت و کاملاً ناگهانی بود؟ چطور اسرائیل در طول 8 روز قبول کرد جنگی را که بی دلیل آغاز کرده بود، با پذیرش شروط حماس به پایان ببرد (با توجه به خوی زیاده خواه و حریص صهیونیسم)؟ چطور می شود گروهک تروریستی القاعده در افغانستان با آمریکا می جنگد و در سوریه، با پول حاکمان وهابی منطقه ی حجاز و قطر، با پشتیبانی منطقه ای و آموزشی خائنانه ی ترکیه و با کمک اطلاعاتی آمریکا در مقابل مقاومت قرار گرفته است؟ باید از خالد مشعل پرسید که چگونه می شود حماس در غزه مقابل اسرائیل بجنگد و در سوریه، کنار اسرائیل؟  حد و مرز نداشتن با دشمن یعنی همین، مبارزه ی بدون معیار و میزان یعنی همین.

از سوی دیگر، مقاومت در دو جبهه ی سرنوشت ساز، با مثلثی متشکل از سران حوزه ی کفر، اسلام آمریکایی و اسلام وهابی، به صورت جدی، مواجه شده است: جبهه ی سوریه و جبهه ی غزه. با توجه به این نقشه ی مقابله، توان مقاومت به دو قسمت تقسیم می شود و جبهه ی سوریه، به هیچ وجه نباید فراموش شود، از یاد نبریم که اگر روزی، پیرمرد فرزانه ی انقلاب فرمود: «راه قدس، از کربلا می گذرد»، امروز هم «راه غزه، از سوریه می گذرد.»

نبرد در جبهه ی غزه با اسرائیل به عنوان وحشی ترین شاخه ی نظامی تمدن مدرن، باید جلوی آلترناتیویزِیشِن مصر به جای ایران و اسلام آمریکایی به جای اسلام ناب و جهادی، و همچنین جلوی لیدریزِیشِن محمد مرسی به جای امام خامنه ای گرفته شود که به خواست خدا گرفته خواهد شد. غزه را امروز موشک های فجر جمهوری اسلامی حفظ کرده است یا سخنرانی های روشنفکرانه ی محمد مرسی؟ تا امروز، مقاومت حرکت مقاومت اسلامی و جنبش جهاد اسلامی جواب داده است یا مذاکرات ذلیلانه ی محمود عباس و هم خوابی صائب عریقات با لیونی بدکاره؟ یاسر عرفات با چه ذلتی در دام صهیونیست ها اسیر شد؟ در جهان، ایران و سوریه و لبنان و غزه عزت دارند یا عربستان و قطر و ترکیه و اردن و کویت و امارت که یکی به خاطر اخته شدن حاکمانش از غیرت، در ذلت است و یکی به خاطر هم خوابی امیر و وزیرش با آن بدکاره ی معروف و یکی به خاطر وام ها و پول های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و وعده های کاذب آمریکا؟

خدا رحمت کند سید مرتضی آوینی را که گفت: «انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت، و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت، از افق حیثیت کلی وجود انسان، سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست وجوی یوتوپیای لذت و فراغت- که همان جاودانگی موعود شیطان است برای آدم فریب خورده- به مدد علم تکنولوژیک، بنا کرده است، یکی پس از دیگری، فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، آخرین مقاتله ما- به مثابه سپاه عدالت- نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است، که اسلام آمریکایی از خود آمریکا دیرپاتر است. اگر چه این یکی نیز ولو «هزار ماه» باشد، به یک «شب قدر» فرو خواهد ریخت، و حق پرستان و مستضعفان، وراث زمین خواهند شد.»


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 توسط محمد نوری

رساندن موشك‌هاي مقاومت به تل‌آويو و بيت‌المقدس شرقي، عبور از سپر موشكي گندآهنين و سرنگون كردن جنگده اف -16 اسرائيل توسط پدافند مقاومت، معادلات استراتژيك خاورميانه را وارد فاز جديدي كرده است، اتفاقي كه چند سال پيش و در پي شكست حيرت آور ارتش اسرائيل از مقاومت اسلامي در لبنان، منقطه يكبار ديگر نيز شاهد آن بود.

به گزارش رجانيوز، ابعاد و گستره حملات و دسترسي به عمق اهداف در اسرائيل از سوي مقاومت فلسطين به حدي بوده است كه اسرائيل را وادار به فرستادن برخي كشورهاي نزديك به خود در وسط اين معركه كرده است تا از يك سو با رايزني براي آتش بس و پايان حملات مقاومت به سرزمين‌هاي اشغالي،‌از زير بار شكست تبليغاتي بزرگ اين روزها شانه خالي كند و از سوي ديگر زماني هرچند اندك را براي تدارك يك حمله نظامي زميني به قطاع غزه خريداري كند.
 
بر همين مبنا انتشار خبر سفر نخست وزير تركيه و امير قطر به قاهره در روزهاي گذشته و برخي سخنان معنادار نبيل العربي دبيركل اتحاديه عرب را بايد در همين چارچوب تحليل كرد.
 
در شرايطي كه ساعاتي پس از اصابت اولين موشك‌هاي مقاومت به تل‌آويو، برخي رسانه‌هاي نزديك به جريان سازش از جمله العربيه از درخواست رژيم صهيونيستي از اروپا و مصر براي عملي كردن آتش بس فوري در اين منطقه خبر دادند، حضور روزهاي بعد مقامات نزديك به غرب در مصر همچون مقامات تركيه و قطر و مواضع اتخاذ شده از سوي اين مقامات، اين فرضيه را تقويت كرد كه اسرائيل همچون جنگ 33 روزه به دنبال فعال كردن متحدان نانوشته خود در خاورميانه براي پايان دادن به اين درگيري و البته ذبح جريان مقاومت در اين ميان است.
 
اين فرضيه آنزمان تقويت شد كه همزمان با انتشار اخبار و مواضعي از سوي اين مقامات مبني بر لزوم برقراري آتش بس تا 48 ساعت آينده ميان گروه‌هاي مقاومت و ارتش اسرائيل، مقامات اسرائيل از تجهيز و فراخوان نيروهاي ذخيره و تدارك گسترده براي حمله زميني به نوار غزه در ساعت‌هاي آينده خبر دادند.
 
هر چند اين تصميم با واكنش رئيس جمهور مصر و مقامات دولت انگليس روبرو شده است ولي به نظر مي‌رسد تله‌اي جديد براي جريان مقاومت باشد تا با استفاده از ظرفيت كشورهايي همچون قطر و تركيه و رايزني با مصر، اين گروه‌ها را وادار به پذيرش آتش بس كرده و همزمان زمينه تجاوز زميني ارتش اسرائيل به نوار غزه را فراهم كنند تا در طي چند روز عمليات، اين ارتش موفق به جبران مافات شود.
 
هرچند كه به دليل دستيابي جريان مقاومت فلسطين به برخي سلاح‌هاي راهبردي، عملي شدن اين فرضيه بسيار دور از ذهن به نظر مي‌رسد ولي نقش آفريني اتحاديه عرب، دولت قطر و نخست وزير تركيه كه در ماجراي سوريه رفتار كاملا متفاوتي را از خود نشان داده‌اند نسبت به موضوع غزه به عنوان مهمترين موضوع مسلمانان و اعراب بسيار حائز اهميت است. رفتار دوگانه‌اي كه البته با واكنش ويژه و حيرت برانگيز مقاومت به اين موضوع، باز هم تفاوت‌هاي راهبردي دو شيوه سازش و مقاومت در منطقه خاورميانه و مزيت‌هاي نسبي رويكرد سازش را آشكار كرده است.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 توسط محمد نوری

بعد از له شدن مسافران در مترو مکافات پله نوردی‌های سخت آغاز می‌شود. توجیه مسئولان در این باره نبود پول است و دوباره دعوای کهنه مسئولان رو شده و توپ مشکلات را در زمین یکدیگر پاسکاری می‌کنند.

 به گزارش فارس، نبود واگن در مترو و مشکلات ناشی از آن برای مترو سواران از یک طرف و  نبود پله برقی از طرف دیگر از مشکلات اساسی متروسواران است.
 
 
یکی از مترو سواران به فارس گفت که سال‌هاست از افتتاح متروی استاد معین می‌گذرد ولی هنوز پله برقی در آن نصب نشده است.
 
وی ادامه داد: استاد معین حدود ۱۳۵ پله دارد و مردم به سختی در این مسیر تردد می‌کنند.
 
یکی دیگر از شهروندان معتقد است افراد کهنسال به سختی می‌توانند این پله را طی کنند و بهتر از مسئولان برای رفع این مشکل هر چه سریعتر اقدام کنند.
 
مترو سوار دیگری می‌گوید که وقتی مترو تجریش آماده بهره‌برداری شد همزمان پله برقی های آن افتتاح و مورد استفاده قرار گرفت این در حالی است که درمترو کلاهدوز، استادمعین و انقلاب این امر رخ نداد.
 
وی بیان کرد به نظر می رسد ایستگاه های شمالی شهر زودتر مجهز می‌شوند.
 
یکی دیگر از شهروندان معتقد است که پله نوردی در مترو به یک امر عادی تبدیل شده و نفس مسافران را می‌گیرد.
 
وی ادامه می دهد بعد از له شدن در واگن‌های قطار باید این پله های نفس گیر را طی کنیم.
 
نبود پله برقی در برخی از ایستگاه‌ها به یک مشکل اساسی تبدیل شده است و مردم به شدت گله مند هستند البته مسئولان وعده می‌دهند که هر چه زودتر این مشکل برطرف خواهد شد ولی این امر تاکنون در برخی از ایستگاه ها رخ نداده و مشکلات به قوت خود باقی است.
 
هابیل درویش مدیر عامل شرکت متروی تهران و حومه در این باره گفت که به دلیل نوسانات ارز پله برقی های مترو نیز دچار مشکل شدند ؛ اما تا پایان سال تمام ایستگاه ها صاحب پله برقی می شوند.
 
مدیر عامل شرکت مترو تهران اضافه کرد برای همه ایستگاه‌هایی که پله برقی ندارند خرید صورت گرفته و تا پایان سال همه ایستگاه ها صاحب پله برقی می شوند.
 
وی با اشاره به اینکه اعتبار مهمترین عامل تاخیر نصب پله برقی ها در مترو بود تصریح کرد: پله برقی های جدید هم برند جدیدی هستند که مخصوص مترو هستند و توان جا به جایی مسافران بیشتری هستند.
 
شهرداری تهران تقریبا هر ماه یک ایستگاه مترو آماده بهره‌برداری می کنند ولی در ماه های ابتدایی این ایستگاه ها به صورت آزمایشی خدمات رسانی می کنند.تجهیز ایستگاه های قطار به دلیل نبود پول قدری مشکل شده است.
 
پله های برقی یکی از تجهیزاتی است که از خارج وارد می شود و پرداخت پول این تجهیزات بسیار مشکل است.
 
 
خسرو دانشجو، سخنگوی شورای شهر تهران در این باره گفت:شرایط به گونه ای است که به راحتی و سهولت نمی توان امکانات را از خارج از کشور خرید چون نمی توان پول آن را پرداخت کرد. چون ما عملیات بانکی امان دچار مشکل شده است.
 
وی ادامه داد: بالاخره برای اینکه وجهی را به یک کشوری پرداخت کنیم باید از امکانات بانکی استفاده کنیم و چمدانی نمی شود که پول پرداخت کرد. در این نقل و انتقال بانکی مشکل وجود دارد.
 
بر اساس این گزارش، یکی از مهم ترین سیاست های شهرداری توسعه خطوط مترو بوده است. اما در بحث تجهیز ضعیف عمل شده است البته مسئولان شهری معتقدند نمی ‌توان ایستگاه ها را معطل نبود پله برقی کرد در نتیجه ابتدا ایستگاه را افتتاح و بعد تجهیز می‌کند.
 
در این باره سید جعفر تشکری هاشمی معاون حمل و نقل ترافیک شهرداری تهران گفت: پله برقی در تمامی ایستگاههای فاقد پله برقی تا پایان سال نصب می‌شود.
 
وی ادامه داد:  ایستگاه رم سبز در همان تاریخ وعده داده شده آماده بهره‌برداری بود اما به دلیل عدم نصب پله برقی دراین ایستگاه، به تعویق افتاد. اما در نهایت با اجازه شهردار تهران تصمیم گرفتیم ارم سبز را بدون پله برقی افتتاح کنیم البته پله برقی‌ها خیلی زود نصب می شود.
 
مشکل بودجه در مترو یکی از دعواهای قدیمی شهرداری و دولت است. محمد نجار وزیر کشور از دادن پول به مترو خبر می دهد و محمد باقر قالیباف شهردار تهران این خبر را رد می کند و معتقد است که دولت پولی به شهرداری نداده و شهرداری جور آنها را می‌کشد.
 
به گزارش فارس، سیستم تهویه هوا، پله برقی و نبود واگن از مشکلات مترو سواران است امید است مسئولان هر چه سریعتر به جای دعوا این مشکلات را برطرف کنند چرا که دود دعوای مسئولان به چشم مردم می‌رود.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم آبان 1391 توسط محمد نوری

روايت دکتر کوچک‌زاده از آنچه احمدي نژاد در ديدار با نمايندگان گفت/
تلاش هیات رئیسه مجلس برای عدم برگزاری جلسه احمدی‌نژاد با نمایندگان/ مسئولان به جای نامه‌نگاری، اینچنین جلساتی برگزار کنند

یکشنبه شب جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و رئیس‌جمهور طی نشستی سه ساعته به بحث ‌و تبادل نظر درباره مسائل اقتصادی و سیاسی پرداختند. در این جلسه حدود 100 نفر از نمایندگان شرکت کرده بودند موضوعاتی در خصوص تحریم‌ها،  فضای سیاسی کشور و مشکلات پیش روی دولت از سوی نمایندگان و رئیس‌جمهور مطرح شد.

در همین زمینه، دکتر مهدی کوچک‌زاده، نماینده مردم تهران در مجلس در گفتگو با «رجانیوز»، ضمن استقبال از برگزاری مداوم این جلسات، از برخی کارشکنی‌ها در برگزاری این جلسه انتقاد کرد و گفت: برای جلسه دیشب با رئیس‌جمهور و جمعی از نمایندگان مجلس، از همه نمایندگان دعوت شده بود که در این جلسه حاضر باشند اما متاسفانه تلاش‌های زیادی صورت گرفت که این اتفاق نیفتد. حتی من خودم از یکی از اعضای هیات رئیسه مجلس شنیدم که می‌گفتند این جلسه لغو شده و برگزار نخواهد شد. در این زمینه، عدم تمایل هیات رئیسه مشخص بود و دیروز هم در صحن علنی، برخی تذکرهای بیهوده مبنی بر لزوم عدم تشکیل این جلسه مطرح شد که واقعا جالب نبود. اینقدر این فضای تردید بالا گرفته بود که برخی از نمایندگان پیش من آمدند و پرسیدند که بالاخره جلسه برگزار می‌شود یا نه و ما شرکت بکنیم یا نه!

عضو کمیسیون آموزش مجلس درباره محتوای جلسه و مباحث مطرح شده میان احمدی‌نژاد و نمایندگان هم اضافه کرد: خوشبختانه این جلسه بالاخره برگزار شد. فضا بسیار خوب و صمیمی بود؛ با وجود اینکه اختلاف نظرها و اعتراض‌های جدی هم از سوی هر دو طرف صورت گرفت اما فضا کاملا منطقی و عقلانی بود. به نظر من این همان خواست اصلی مردم و شخص رهبر انقلاب است. ایشان قبلا هم فرموده‌اند که اختلافات حتی ممکن است بسیار عمیق باشد اما نباید منجر به این شود که طرف مقابل را شیطان بزرگ بدانیم. در ابتدای جلسه هم حجت‌الاسلام آشتیانی، بخشی از آموزه‌های عاشورا و واقعه کربلا را بیان کردند که موضوع اصلی آن، پیروی از امام و ولایت و عدم پا پس کشیدن از این صحنه بود.

دکتر کوچک‌زاده ادامه داد: رئیس‌جمهور در این جلسه به برخی از سوالات و اعتراضات نمایندگان پاسخ داد و بخشی دیگر را هم به صحن علنی مجلس و طرح سوال از رئیس‌جمهور موکول کرد. آقای احمدی‌نژاد گفت که مشکلی برای حضور در مجلس ندارد و بنا به خواست نمایندگان حتما در مجلس حاضر می‌شود. رئیس‌جمهور همچنین تاکید کرد که برای حفظ انقلاب همه کاری می‌کنیم و خدا نکند که عملی از ما سر بزند که باعث آسیب رسیدن به انقلاب شود.
 
 
 
نماينده مردم تهران در پایان به لزوم برگزاری چنین جلساتی به جای علنی کردن اختلافات و اعتراضات قوای مختلف در رسانه‌ها اشاره و تاکید کرد: من معتقدم اگر قرار است خیری به انقلاب برسد، قطعا از داخل همین جلسات است. حالا جناب آقای رئیس‌جمهور هم به پیشنهاد آقای حسینیان برای برگزاری ماهانه این جلسات پاسخ مثبت دادند و انشاالله تعداد این جلسات مشورت و هماهنگی بیشتر خواهد شد. به شدت اعتقاد دارم که حتی اگر در این جلسات بر سر هم داد بزنیم و اختلافات را به طور جدی بیان کنیم، یقینا باعث نزدیکی قلوب به همدیگر خواهد شد و مسئولین بهتر است به جای انتظار عمومی انتقادات و نامه‌نگاری‌های بی‌فایده، حرف‌هایشان را در اینگونه جلسات بیان کنند.
 
 
مطالب مرتبط:
 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

نظارت و تدوین: مؤسسه ابرار معاصر تهران
انتشارات موسسه ابرا معاصر تهران، کتاب تخصصی


امروزه اهمیت تولید دانش و افزایش آگاهی دربارة مقولات امنیت و جنگ سایبری بر کسی پوشیده نیست. دراین‌خصوص، با آنکه کتاب‌های زیادی با موضوعات مسائل فنی، تکنولوژیک و عمومی فضای سایبر به فارسی نگاشته و تعداد کمی از آنها نیز با نگاه فنی وارد مقولة امنیت سایبری شده‌اند، درمورد موضوعاتی چون: جنگ و امنیت سایبری در چهارچوب امنیت ملی و بین‌المللی منابع فارسی بسیار محدودند. دراین‌زمینه، مؤسسة ابرار معاصر تهران در کنار دیگر مجموعه کتاب‌های خود، مجموعة جدیدی را با عنوان «امنیت و جنگ سایبری» وارد فهرست انتشارات خود نموده است. دراین‌راستا، مسائل مربوط به مقدمات و مبانی جنگ سایبری اولین کتاب از مجموعه کتاب‌های امنیت و جنگ سایبری خواهد بود. کتاب حاضر با مدیریت سرکار خانم سلیمه دارمی و با همکاری جمعی از کارشناسان، خانم‌ها: مریم موسوی و الهام شوشتری‌زاده و آقایان: حسین عسگریان و محمدحسین دهقانیان تهیه شده است. شایان ذکر است منابعی که در تهیة متن اصلی کتاب استفاده شده‌اند، به علت حجم زیاد، در متن ترجمه‌شده درج نشده، اما در مؤسسه تهران محفوظند که درصورت نیاز، در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. امید است این کتاب در افزایش آگاهی علاقه‌مندان و کارشناسان مسائل امنیت و جنگ سایبری سودمند افتد.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

ترجمه و تلخیص: مرضیه عزیزیان
انتشارات موسسه ابرار معاصر تهران، بولتن ویژه

متن حاضر پژوهشی است که در آوریل سال 2012 توسط سازمان عفو بین‌الملل درخصوص تبعیض علیه مسلمانان ساکن در اروپا و بررسی ابعاد مختلف اسلام‌هراسی در این قاره به انجام رسیده است.
این گزارش حاصل نظرسنجی صورت‌گرفته از چندین کشور اروپایی است و نمونه‌هایی که از تبعیض و محدودیت‌های غیرقانونی علیه آزادی بیان و مذهب در این گزارش آمده، براساس تحقیقات میدانی سازمان عفو بین‌الملل از پنج کشور اروپایی یعنی اسپانیا، بلژیک، فرانسه، سوئیس، و هلند است. این کشورها براساس روندهای مشاهده‌شده و سوابق جمع‌آوری‌شده توسط سازمان فوق و در چهارچوب مسائل تحت پوشش این گزارش انتخاب شده‌اند.
در این گزارش جمعیت مسلمانان ساکن در اروپا بدون احتساب مسلمانان ترکیه، 44 میلیون نفر اعلام گردیده است. تمرکز ویژه این گزارش در رابطه با مظاهر تبعیض، بر تمایل کشورهای مذکور به منع استفاده از نمادها و لباس‌های فرهنگی و مذهبی که به‌خصوص در دو حوزه اشتغال و آموزش‌وپرورش نمود دارد و منع حجاب کامل صورت ازسوی زنان و همچنین محدودیت در ایجاد اماکن مذهبی استوار است.
به‌نظر می‌رسد دولت‌های فوق در تلاشند تا با تکیه بر اصل بی‌طرفی و سکولاریسم اِعمال چنین تبعیض‌هایی را توجیه نمایند و براین‌اساس با افراد خاطی برخورد کنند که این امر با موازین حقوق بشر بین‌المللی هیچ‌گونه انطباقی ندارد. همچنین برطبق این گزارش، بیشتر صدمه‌دیدگان ناشی از تبعیض، زنان مسلمان هستند که به‌دلیل نوع خاص پوشش خود از حضور در اجتماع محروم می‌شوند و درنهایت ناگزیر می‌گردند که یا طبق مواضع اعلامی عمل کنند و از استفاده از این‌گونه نمادها و لباس‌ها امتناع ورزند و یا در منزل مانده و منزوی گردند.
این گزارش در خاتمه می‌افزاید هیچ‌یک از این موارد تبعیض‌آمیز را نمی‌توان براساس قوانین بین‌المللی توجیه نمود و درنهایت توصیه‌هایی جهت رفع چنین موانعی ارائه می‌کند و امیدوار است که دولت‌ها با به‌کار بستن این مکانیسم‌ها و نظارت دقیق بر اجرای آن بتوانند این معضل را حل‌وفصل نمایند.



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت ایراس :


مقدمه یکشنبه، ۷ آبان، هفتمین انتخابات پارلمانی اکراین برای انتخاب ۴۵۰ نماینده مجلس این کشور که به مجلس «رادا» موسوم است، برگزار شد. مطابق قوانین اکراین، نمایندگان مجلس رادا برای یک دوره ۵ ساله انتخاب می‌شوند. از سال ۲۰۰۲، انتخاب نمایندگان بر اساس یک سیستم ترکیبی صورت می‌پذیرد؛ بدین صورت که ۲۲۵ نماینده بر اساس فهرست حزبی و همین تعداد نیز به صورت نامزد مستقل از مناطق مختلف اکراین انتخاب می‌شوند. احزاب باید حداقل پنج درصد آرا را کسب نمایند؛ در حوزه‌هایی که تنها یک نماینده در مجلس دارند، هر نامزدی که بیشترین رای را کسب کند، به عنوان نماینده منتخب آن حوزه به مجلس راه می‌یابد و چنانچه در یک حوزه، دو نماینده مستقل که بیشترین رای را کسب نمودند، تعداد آرای آنها یکسان باشد، رقابت انتخاباتی آن دو به دور دوم کشیده می‌شود.


كالبد‌شكافي انتخابات پارلماني اكراين

بر اساس گزارش کمیسیون مرکزی انتخابات اکراین، ۸۷ حزب در انتخابات پارلمانی اکراین شرکت داشتند که برای ۲۲۵ نماینده احزاب، ۲۱ حزب در مجموع ۲۶۴۳ کاندیدا در قالب فهرست‌های حزبی، و احزاب دیگر برای مناطقی که یک نماینده منتخب دارد، کاندیدای خود را معرفی کردند. برای سهمیه ۲۲۵ نماینده مستقل، ۲۶۵۴ کاندیدا با هم به رقابت پرداخته که از این تعداد، ۱۵۰۲ نامزد به صورت منفرد از سوی احزاب معرفی شد و ۱۱۵۲ نفر دیگر به صورت مستقل و بدون گرایشات حزبی در این انتخابات شرکت کردند. همچنین، تعداد واجدین شرایط برای شرکت در رای گیری انتخابات روز یکشنبه اکراین، ۳۶۰۸۳۶۲۱ نفر اعلام شد.
 
به منظور کنترل روند انتخابات، با پیروی از الگوی روسیه برای اولین بار در اکراین در ۳۲۱۸۸ شعبه اخذ رای دوربین‌هایی نصب شد و هر کاربر ‌اینترنت می‌توانست با مراجعه به سایت رسمی انتخابات (www.vybory۲۰۱۲.gov.ua) به صورت آنلاین بر روند انتخابات نظارت نماید. همچنین، ۳۷۹۷ ناظر خارجی از ۲۸ کشور و ۳۵ سازمان بین‌المللی بر این انتخابات نظارت داشتند که «سازمان امنیت و همکاری اروپا» و سازمان بین المللی غیردولتی «CANADEM» به ترتیب با ۶۳۵ و ۴۷۵ ناظر، اصلی‌ترین هیات نظارت خارجی در انتخابات پارلمانی اکراین بودند.
 
در نهایت، در هفتمین کارزار انتخابات مجلس رادای اکراین که در ساعت ۲۲:۰۰ یکشنبه رسما خاتمه یافت، پنج حزب توانستند از سد حداقل پنج درصد آرا بگذرند:
- «حزب مناطق» وابسته به ویکتور یانوکوویچ، رئیس جمهوری اکراین (با سي و دو درصد)، این حزب با توجه به این که بیشترین آرا را کسب کرده، در پارلمان بعدی نقش اصلی را ایفا خواهد نمود؛
- حزب «سرزمین پدری» ( با بيست‌و‌پنج درصد ) به رهبری خانم یولیا تیموشنکو، نخست وزیر سابق اکراین و رهبر اپوزیسیون این کشور که از رهبران انقلاب نارنجی بود و تا دو سال پیش در دوره ریاست جمهوری ویکتور یوشچنکو، قدرت را در دست داشت و سیاست نزدیکی به غرب و واگرایی از روسیه را دنبال می کرد، اما بیش از یک سال است که به اتهام فساد مالی و سوء استفاده از اختیارات در زندان بسر می برد؛
- حزب «کمونیست» ( با دوازده درصد ) که عمدتا در میان بازنشستگان هوادارانی دارد؛
- حزب «ضربه» ( بيش از پانزده درصد ) به رهبری ویتالی کلیچکو، بوکسور معروف اکراین که اعلام کرده حزبش با هیچ حزب دیگری ائتلاف نخواهد کرد؛
- حزب «آزادی» ( حدود ده درصد ) که حزبی رادیکال محسوب شده و بیشتر در میان جوانان طرفدار دارد.

انتخاباتی سرنوشت ساز برای برای حزب حاکم انتخابات کنونی برای حزب حاکم از اهمیت فراوانی برخوردار بوده و آینده سیاسی یانوکوویچ به آن بستگی دارد. چرا که نتیجه انتخابات پارلمانی اکراین تا حدودی نشان خواهد داد که آیا یانوکوویچ می‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۵ برای دوره دوم زمام امور اکراین را در دست گیرد یا نه. 

در همان ساعات اولیه شمارش آرا، زمانی که حدود ۱۵ درصد آرا شمرده شده بود، مقامات دولت از جمله نیکلای آزاروف، نخست وزیر اکراین و معاونش، بوریس کولسینکوف از پیروزی قاطع حزب حاکم وابسته به ویکتور یانوکوویچ خبر داده و این مساله را نشانه‌ای از اعتماد مردم به سیاست‌های رئیس جمهور دانستند. گفتنی است «حزب مناطق» گرچه حیطه نفوذ خود را به سراسر اکراین بسط داده، اما از زمان ریاست جمهوری یانوکوویچ (فوریه ۲۰۱۰) از محبوبیتش کاسته شده، چرا که وعده‌های او در مورد بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی چندان تحقق پیدا نکرده‌اند. البته، دولت با افزایش برخی از خدمات اجتماعی و افزودن بر حقوق بازنشستگان سعی کرده نارضایتی‌ها را تا حدودی مهار نماید. 

در جریان انتخابات اخیر و پس از آن، از سوی اپوزیسیون و برخی ناظران، انتقاداتی به دولت اکراین وارد شده است. دولت یانوکوویچ از سوی مخالفانش به ارعاب، دادن رشوه و خریدن آرا متهم شده است. اپوزیسیون نتیجه انتخابات را غیرمنصفانه خوانده و پیروزی حزب حاکم را نتیجه تقلب دولت دانسته است. در آستانه انتخابات پارلمانی، یولیا تیموشنکو، رهبر اپوزیسیون اکراین از مردم خواسته بود در انتخابات روز یکشنبه از مخالفان دولت حمایت کنند تا به گفته وی، قدرت را از مافیای تحت رهبری ویکتور یانوکوویچ رئیس جمهور پس بگیرند.

انتخاباتی مهم برای روسیه و غرب
نتیجه انتخابات اکراین و پیروزی «حزب مناطق» برای روسیه از اهمیت بسیاری برخوردار است. اگرچه دولت کنونی نیز می‌کوشد تا با بسط مناسباتش با غرب، در مذاکرات خود با روسیه به خصوص مذاکره بر سر تعیین قیمت گاز وارداتی از روسیه، قدرت چانه زنی خود را بالا ببرد، اما با این حال در مقایسه با دولت غربگرای سابق، ابقای دولت فعلی می‌تواند امید مسکو به ورود اکراین به «اتحادیه گمرکی» و ایجاد زمینه‌های لازم برای شکل‌دهی یک اتحادیه اقتصادی اروپا - آسیا به محوریت روسیه را بیشتر نماید. همچنین، حدود ۲۰ درصد از جمعیت ۴۸ میلیون نفری اکراین را روسها تشکیل می‌دهند و مسلما، مسکو نمی‌خواهد که در اکراین حکومتی روس ستیز به قدرت برسد. 

از سوی غرب نیز تحولات سیاسی در اکراین و رویکرد دولت در برگزاری انتخابات با حساسیت دنبال می‌شود. پیروزی حزب مورد حمایت روسیه برای غرب ناخوشایند بوده و به همین خاطر غرب خواهد کوشید تا مانع همگرایی این کشور با سیاست‌های روسیه شود. در همین راستا بود که در سالهای گذشته نیز همواره سعی کرده تا با اعطای برخی امتیازات به اکراین نظر حاکمان این کشور را جلب کرده و همزمان، با دامن زدن به گرایشات ضدروسی موجود در جامعه دوقطبی اکراین و حمایت از اپوزیسیون، غربگرایی در اکراین را تقویت نماید.
 
اتحادیه اروپا در آستانه برگزاری انتخابات پارلمانی اکراین هشدار داد که این انتخابات، آزمونی برای ارزیابی دموکراسی در این کشور خواهد بود. اشتون و کلینتون در یادداشتی که در شماره روز پنجشنبه روزنامه «اینترنشنال هرالد تریبون» منتشر شد، اعلام کردند انتخابات پارلمانی اکراین شاخص سنجش مهمی درباره وضع نهادهای این کشور در شرایط کنونی است.

جمع بندی انتظار می‌رود پارلمان جدید اکراین در جهت حفظ موازنه در تعامل با غرب و روسیه فعالیت نماید، چرا که تجربه سال‌های گذشته نشان داده که خطر اصلی در اکراین، برخورد منافع غرب و شرق در این کشور است. اگرچه غرب می‌کوشد تا اکراین را از مدار روسیه خارج نماید، اما دولت فعلی با در نظر گرفتن این واقعیت که سهم تجارت خارجی اکراین با روسیه در مجموع بیش از ۳۰ درصد از کل تجارت خارجی اکراین را تشکیل داده و سرنوشت هزاران شغل در این کشور به روابط کي‌اف با مسکو وابسته است، ناگزیر است تا در کنار توسعه مناسبات با غرب، روابط با مسکو را نیز حفظ کرده و در شرایط کنونی در راستای حفظ موازنه در سیاست خارجی در تعامل با غرب و شرق اقدام نمایند. 

همچنین، با توجه به حمایت مسکو از حزب یانوکوویچ، نبود رقیب جدی و عدم انسجام اپوزیسیون اکراین در شرایط کنونی، به نظر می‌رسد که حزب حاکم در پارلمان در برابر مخالفان با مشکل جدی مواجه نشده و در صورت حفظ این شرایط، انتظار می‌رود یانوکوویچ بدون مواجهه با مانعی جدی، در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۵ ، برای بار دوم پیروز انتخاب شود. 

نويسنده: خدايار براري


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت ایراس :


همين واقعيت كه عليرغم خوش‌بيني فراوان برخي تحليلگران روابط بين‌الملل به تداوم رياست جمهوري ديميتري مدويديف وي جاي خويش را در كرملين به ولاديمير پوتين داد و عليرغم خوشبين نبودن بسياري تحليلگران به پيروزي مجدد باراك اوباما وي مجدداً وارد كاخ سفيد شد حاكي از اين حقيقت است كه مردمان كشورها حل مشكلات و ثبات امنيتي و افتصادي‌شان در داخل كشور را بيشتر از مسائل در عرصه بين الملل در انتخاب‌هايشان مورد توجه قرار مي‌دهند.

دورنماي روابط مسكو و واشنگتن با رياست جمهوري اوباماي دوم



ديگر اينكه تفسير و فهم دو كشور در دوسوي كره خاكي از مسائل جهان و نوع ارزشيابي آنها از حوادث و تحولات متفاوت است. تبيين اين واقعيت كه چگونه خانواده حاكم در روسيه به رهبري ولاديمير‌پوتين بازگشت وي به عرصه رياست جمهوري را به يك رقابت تمام عيار و يا تداوم رياست مدويديف ترجيح داد و حاضر نشد در اين زمينه با تعريف الگويي ديگر ريسكي را بپذيرد در چارچوب روانشناسي سياسي ملت و نخبگان روس و برداشت روسيه از تهديدهايي كه متوجه اين كشور است امكانپذير است. همچنين انتخاب مجدد باراك اوباما نيز نشان داد مردم آمريكا ديگر آن ملت محافظه‌كار سابق نيست و مردم اين كشور تهديدهاي خارجي بزرگ‌نمايي شده چون تروريسم و بنيادگرايي را چندان جدي نمي‌دانند.

اين مقايسه نياز به مقال جداگانه‌اي دارد اما آنچه در اينجا مورد بررسي است اين پرسش است كه روابط روسيه و امريكا در دور دوم رياست اوباما و دور سوم رياست پوتين چگونه رقم خواهد خورد؟ روابط دو كشور در طول دو دهه گذشته فراز و نشيب هاي فراواني را پشت سر گذاشته است. در طول دهه نود شاهد رويكرد سياست خارجي روسيه به غرب و تعديل آن در نيمه دوم اين دهه و برقراري توازن در روابط بين شرق و غرب بوده‌ايم.

در يك دهه گذشته نيز روابط روسيه و آمريكا از مشاركت استراتژيك تا مقابله استراتژيك در تغيير بوده است. در سال ۲۰۰۲ و يكسال پس از حمله يازدهم سپتامبر جورج دبليو بوش و ولاديمير پوتين روابطي راهبردي ميان دو كشور براي مقابله با تروريسم را تعريف كردند و در سال ۲۰۰۶ سردي روابط كه از انقلاب رنگي در گرجستان و اكراين آغاز شده بود با سخنان پوتين در اجلاس مونيخ تشديد و نهايتاً به وضعيتي شبيه جنگ سرد در تابستان ۲۰۰۸ با جنگ گرجستان منجر شد. در ماه‌هاي آغازين رياست جمهوري باراك اوباما و ديميتري مدويديف نيز طرحي نو در روابط دو كشور در انداخته شد با نام «ري استارت» يا از نو آغازيدن روابط كه در ضمن آن مجموعه منافع و انتظارات دو كشور از هم فهرست شده بود و حلقه اولي و منافع حياتي كه طرفين بايد مراعات همديگر را در آن زمينه‌ها مي‌كردند و خطوط قرمز دو كشور در روابط محسوب مي‌شد تعيين نموده بودند. پايان اين دوره نيز همزمان شد، با آغاز انقلاب در كشورهاي عربي و مداخله نظامي در ليبي اين واقعيت را در ذهن روسيه تداعي نمود كه روسيه دستاورد قابل توجهي از اين دوره روابط نيز نداشته است.

هر سه دوره روابط دو كشور پس از فروپاشي شوروي و در دودهه اخير چه دوره اوليه در دهه نود و چه دو برهه سپري شده در هزاره سوم كه به آن اشاره رفت فصلي مشتركي را در آغاز داشته و آن اميدواري روسيه به تبديل شدن به بخشي اصلي از نظم اروپايي و جهاني بوده است در ابتداي دهه نود كه مهار سياست خارجي روسيه در دست سياستمداران متمايل به غرب بود ايده خانه مشترك اروپايي و عضويت روسيه در ناتو مطرح شد اما پس از گذشت چند سال و در سال ۱۹۹۶ روسيه به اين نتيجه رسيد كه نه تنها دستاوردي از اين روش براي روسيه حاصل نشده بلكه واگرايي و ضعف سياسي و اقتصادي در داخل روسيه تشديد و اين كشور از جمهوري‌هاي پيرامونش در فضاي پساشوروي نيز غفلت نموده است. اين مرحله با حاكميت اوراسياگرايي در سياست خارجي با حضور پريماكوف و پس از آن تسلط اين نگاه بر كل كشور با روي كار آمدن پوتين ختم شد و در پايان دهه نود روسيه روابط خويش با جمهوريهاي پيرامونش را بازسازي نمود.

دوره مشاركت راهبردي در اوايل هزاره سوم نه با نگاه ايده آليستي دموكرات‌هاي اوايل دهه نود روسيه بلكه با رويكرد رئاليستي ولاديمير پوتين تنظيم شده بود و بنابود روسيه همسنگ آمريكا در مبارزه با تروريسم و ساير عرصه‌هاي جهاني حضور يابد اما عليرغم ارتقاء جايگاه بين‌المللي روسيه و تقويت ثبات و امنيت داخلي روسيه پس از يك دوره حضور پوتين، وقوع انقلابهاي رنگي، گسترش ناتو و طرح موضوع سپر دفاع موشكي نشان داد كه غرب همچنان روسيه را شريك خويش تلقي نمي‌نمايد.

دوره بازسازي روابط با يك رويكرد كاربردي و حركت براساس منافع متقابل آغاز شد اما پس از چهارسال در سال ۲۰۱۲ روشن شد كه هيچيك از موارد توافق شده به نتيجه‌اي نرسيده است آخرين ايده ديمتري مدويديف، رئيس جمهور پيشين روسيه مبني بر تعريف سيستم جديد امنيت اروپايي با حضور روسيه و كمك آمريكا به روسيه براي مدرن كردن صنعت و اقتصادش به سرانجام نرسيد.

اما سئوال اينجاست كه روابط آمريكا و روسيه در سال‌هاي پيش رو چگونه رقم خواهد خورد و مختصات دوره پيش رو در روابط دو كشور چه خواهد بود؟ در روزها و هفته‌هاي گذشته اين سئوال مطرح شده كه روسيه رياست باراك اوباما يا ميت رامني را براي روابط دو كشور و شرايط جهاني ترجيح مي‌دهد. عليرغم برداشت غالب، نگارنده بر اين باور است كه تجديد رياست اوباما اولويتي براي روسيه محسوب نمي‌شد بلكه با توجه به دوره توافق با جورج بوش در زمينه مشاركت راهبردي و همچنين تكيه همزمان روسيه و جمهوري‌خواهان بر مؤلفه‌هاي سخت قدرت چه بسا روسيه كار با جمهوري‌خواهان و امكان توافقي بزرگ را ترجيح مي‌داد.

نكته ديگر اينكه تجربه دو دهه روابط با آمريكا روسيه را با اين نكته واقف نموده كه طرح‌هاي آمريكايي و واقعيات ‌ژئوپولتيك فراتر از توافقات ميان دو كشور صفحه حوادث را رقم مي‌زنند، مداخله نظامي در ليبي اين برداشت را در مقامات كرملين تقويت نموده كه ايالات متحده آمريكا به همراهي متحدين اروپايي‌اش با استفاده ابزاري از مجامع و سازمان‌هاي بين‌المللي و به بهانه گسترش مردم‌سالاري و دفاع از حقوق بشر با استفاده از استانداردهاي دوگانه و بدون وقفه تنها منافع ملي خود را دنبال مي‌نمايد و در گسترش حوزه‌هاي استراتژيك خود و تسلط بر خاورميانه حركت مي‌نمايد.

مقاومت سرسختانه روسيه در موضوع سوريه، به سكوت برگزار كردن عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني و موضع‌گيري‌هاي تند مقامات روس نسبت به تركيه و عربستان را در همين راستا مي‌توان تحليل نمود. هم اكنون روابط روسيه و آمريكا در يك دوره سردرگمي است و لاجرم ولاديمير پوتين و باراك اوباما در انديشه طراحي جديد براي روابطي هستند كه سه دوره متفاوت و در عين حال با سكانس‌هاي پاياني مشابه يعني مواجه با ناكامي را پشت سر گذاشته است. توضيح داده خواهد شد كه ولاديمير پوتين در طول ماه‌هايي كه از رياست جمهوري جديدش گذشته است نقشه خويش را در جغرافياي داخلي و پيراموني روسيه طراحي و نگاهش را به مسائل جهاني تبيين نموده است و بنابراين بر فرض احتمال ارائه هرگونه طرح، بستر يا پيشنهاد از سوي دولت آمريكا خواهد بود.

بررسي برخي واقعيات و مولفه‌هاي موجود در روابط ميان اين دو كشور مي‌تواند به فهم روند تحولات آينده كمك نمايد. روسيه با توجه به سياست خارجي عمل‌گرايانه، نيازهاي اقتصادي و صنعتي و همچنين خط و مشي كنوني‌اش در تقويت سازمان‌هاي موجود بين‌المللي و پرهيز از ورود به مناقشات پرهزينه و همچنين نظر به هويت غالب بيزانسي ملت روس در روابط خويش با آمريكا امكان هر چند ضعيف رسيدن به طرحي براي همكاري در مسائل جهاني را مد نظر قرار خواهد داد. اين نكته از آن جهت حائز اهميت است كه همكاري روسيه و اروپا نيز از اين‌گونه طرحي قابل تفكيك نيست.

از سوي ديگر واقعيت اين است كه به نظر مي‌رسد پوتين به ميزان زيادي از آمريكا و اروپا رويگردان شده و به سمت شرق متمايل شده است. در ميان تحليل‌گران روس نيز اين سوال كه آيا گرايشات موجود يك راهبرد بلند مدت يا يك تاكتيك كوتاه مدت است وجود دارد اما در اين زمنيه كه روسيه رويكرد شرقي خود را تقويت نموده و مرزبندي خويش با آمريكا و حتي اروپايي غربي را پررنگ نموده است اتفاق نظر وجود دارد.

اكنون ديگر در اسناد سياست خارجي و امنيتي و دفاعي روسيه آمريكا و اروپا از اولويت اول خارج شده‌اند و جاي خود را به حوزه مشترك المنافع داده‌اند. جامعه اوراسيا نيز به عنوان حلقه اصلي همكاري‌هاي اقتصادي روسيه تعريف شده است. جالب اين است كه اخيراً برخي مقامات روس از تفاوت ارزشي جامعه روسي با جامعه اروپايي – آمريكايي و برخي ديگر از مرزبندي سياسي و فرهنگي با اروپاي غربي و حضور مشترك تنها در فضاي اقتصادي با اروپا به وضوح سخن مي‌گويد.

صرف نظر از ماهيت رويكرد روسيه به شرق كه در جاي ديگري به آن خواهم پرداخت بسياري از تحليل‌گران امور روسيه به اين باورند كه بدبيني روسيه نسبت به مداخلات آمريكا در امور خاورميانه، اعتقاد به درازمدت بودن بحران مالي و اقتصادي آمريكا و اروپا و همچنين موضعگيري‌ها و مداخلات غرب در زمينه مسائل داخلي روسيه و به‌ويژه پس از انتخابات رياست جمهوري اين كشور در بهار سال جاري و پررنگ شدن اين گمانه كه اروپا و آمريكا هرگز روسيه را به عنوان بخشي از جامعه غربي نخواهند پذيرفت موجب شده است كه دولتمردان روس خط و مشي مستقل‌تري از غرب را نسبت به گذشته دنبال نمايند.

چگونگي خروج از بحران كنوني سوريه و همچنين بازنگري همكاري‌هاي اقتصادي آمريكا و روسيه از جمله مواردي است كه در روابط آينده فيمابين دو كشور تعيين كننده خواهد بود و اوراسيا نيز جغرافياي منافع حياتي و حوزه نفوذ روسيه تلقي خواهد شد. به نظر مي‌رسد سياست‌گزاران روس اوراسيا را نيز در سه حلقه تعريف نموده‌اند كه كوچكترين حلقه آن جامعه اقتصادي اوراسياست.

ايالات متحده آمريكا كه در تمام دو دهه گذشته نيز به دنبال مهار روسيه از طريق همكاري و مقابله بوده است، اين بار با صفحه‌اي از بازي روبروست كه تقريباً همه برگ‌ها در آن رو شده‌اند. به اين ترتيب درانداختن طرحي نو در روابط دو كشور آمريكا و روسيه و يافتن زبان مشترك ميان پوتين و اوباما چندان كار ساده‌اي نخواهد بود.

نويسنده: دكتر مهدي سنايي، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس



نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری


سایت کانون اندیشه جوان :



آيا مطهري تنها يك انديشمند بود؟ آيا او تنها مي‌گفت و مي‌نوشت و دستي از دور بر آتش داشت يا دانشمندي بود كه در ميدان قهرمانيهاي عرصه مبارزه نيز شجاعانه وارد مي‌شد و علم و عمل را به هم درآميخته بود؟ مقاله حاضر با روشن‌كردن گوشه‌هايي از زندگي مبارزاتي استاد به اين پرسش پاسخ مي‌دهد.

 

انقلاب اسلامي در اثر تعامل ميان مردم و روحانيت شيعه و در راس آن امام‌خميني(ره)، به پيروزي رسيد. ايشان به‌عنوان رهبر حركت و نهضت اسلامي اعتراضات مردمي سراسري را ...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :




نام کتاب: دیپلماسی اقتصادی نوین
تصمیم گیری و مذاکره در روابط اقتصادی بین المللی

تألیف: نیکلاس باین و  استفان وولکاک
ترجمه: دکتر محمدحسن شیخ الاسلامی
ناشر: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی


علاقمندان جهت دریافت كتاب می‌توانند از طریق مركز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه به آدرس
www.mofa.ir اقدام نمایند.ساير كتب


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری


سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :



جامعه بین المللی با بحران های زیادی مواجه است.بحران هایی همچون فقر و عدم توسعه یافتگی بخش زیادی از جوامع انسان، گرم شدن کره زمین،بحران اقتصادی،بروز بیماری های واگیردار،انباشت سلاح های کشتار جمعی،درگیری های منطقه ای و داخلی کشورها،کمبود مواد غذایی و آب آشامیدنی سالم از جمله مواردی هستند که جامعه بین المللی با آن ها رو به رو است...

ادامه مقاله


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :



تایوان پس از شکست ژاپن در جنگ جهانی دوم، در 25 اکتبر 1945 به دولت چین ملی واگذار شد. در سال1949 شورش عمومی حزب کمونیست چین منجر به اخراج این دولت (بدون استعفا دادن) و متواری شدن آن‌ها به تایوان گردید. ملی‌گرایان به رهبری چیان کای شک و حمایت همه‌جانبه آمریکا، جزیره تایوان را به تصرف خویش در آوردند و جمهوری چین را اعلام نمودند. به‌دنبال وقوع جنگ کره در سال 1950، آمریکا ناوگان هفتم خود را در اطراف جزیره برای محافظت از آن در برابر حملات کمونیست‌ها مستقر کرد. بنابراین،  تایوان از سال 1950 به «متحد» آمریکا در منطقه تبدیل شد. همین مسئله باعث عضویت تایوان در سازمان ملل و نیز جلوگیری از ورود چین کمونیست به این سازمان گردید...

دانلود مقاله


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :





منطقه گرایی و هويت مشترك در جنوب شرق آسیا
نام كتاب: منطقه گرایی و هويت مشترك در جنوب شرق آسیا
(آ.سه. آن. 2008-1967)
تألیف: دكتر بهاره سازمند

ناشر: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی

موضوع: اتحاد ملل جنوب شرق آسیا( آ.سه.آن)







فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول: شكل گيری منطقه گرایی در جنوب شرق آسیا
فصل دوم: همگرایی اقتصادی در میان اعضای آسه آن
فصل سوم: تحليل همگرایی میان اعضای آسه آن از منظر سازه انگاری
فصل چهارم: آسه آن و شكل گیری و وقتيت تعاملات همكاری جويانه
فصل پنجم: هنجارهای آسه آن
فصل ششم: هويت مشترك و تداوم و گسترش آ سه آن
نتيجه گیری
منابع و مآخذ
پيوست ها


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :





چاوز: درهم شكست مداخله آمريكا در ونزوئلا
نام كتاب: چاوز: درهم شكست مداخله آمریكا در ونزوئلا
نویسنده: اواگوالینگر با مقدمه سئال لاندا
مترجم: قاسم ملكی

ناشر: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

موضوع: چاوز فریاس، هوگو ـ ایالات متحده، روابط خارجی، ونزوئلا ـ ونزوئلا ، تاریخ، كودتای نافرجام، 2002 ـ





فهرست مطالب
دیباچه
فصل اول: شیلی و نیكاراگوئه: دفتر كودتا
فصل دوم: دستیابی چاوز به قدرت: عدم صدور ویزا
فصل سوم: از تراژدی در وارگاس تا برحذر بودن از یك كودتا
فصل چهارم: دلارهای حاصل از مالیات دهندگان آمریكا خالق «پریمرو جاستیسیا» (اول عدالت)
فصل پنجم: شناخت ونزوئلا
فصل ششم: كودتایی تحت هر عنوان
فصل هفتم: نهادی جهت حكومت انتقالی
فصل هشتم: كنترل وسایل ارتباط جمعی و كارشكنی در صنایع نفت
فصل نهم: مداخله در انتخابات آخرین امید ایالات متحده
فصل دهم: راهبردهای پنهان و تهدیدها


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت راه نما :

القاعده برای تنفس نیاز به فضای آشوب دارد

«پیشینه و چگونگی شکل گیری القاعده»، «واقعیت قتل اسامه بن‌لادن»، «بررسی و حقایق انفجار الخُبر»، «آیا اکنون نیز القاعده تهدیدی برای آمریکا به حساب می‌آید؟»؛ از جمله مباحثی است که در گفت‌وگو با آقای محمد اصفهانی، کارشناس و پژوهشگر مسائل خاورمیانه مطرح شد.

ابتدا مروری داشته باشید بر پیشینه و چگونگی شکل‌گیری القاعده.

سازمان القاعده یک گروه تروریستی است که نام اسلام را یدک می‌کشد و عملاً از سال 1996 میلادی بروز خارجی پیدا کرد و تدریجاً نام این سازمان در شبکه‌های خبری انتشار رسمی يافت. برای شناخت بهتر مخاطبین از فرآیندهای فکری - عملیاتی این تشکیلات باید گفت در واقع سازمان القاعده زمانی نضج گرفت که ارتش کمونیست شوروی، افغانستان را به اشغال خود در آورده بود. در این دوران نیروهای جوان اهل سنت در سایر کشورها و جوانان عرب که شوق و اشتیاق جهاد را داشتند، علاقه‌مند به حضور در افغانستان و حمایت از هم‌آئینان خود شدند، لذا در سال 1984 میلادی، تعدادی از سلحشوران و گروه‌های مبارز از کشورهای مختلف جهان عرب به خصوص از مصر، سودان و چند کشور دیگر در شهر پیشاور پاکستان جمع  شدند و محفلی به نام بیت‌الانصار را تشکیل دادند که وظیفة آن، پشتیبانی جبهه‌های نیروهای مبارز و مجاهدین افغانی علیه نیروهای کمونیست بود، پس از این نشست، نیروها سازماندهی شده و به جبهه‌های مختلف در افغانستان اعزام می‌شدند؛ تا اینکه در سال  1988، نیروهای رزمنده سلفی- وهابی عرب حاضر در افغانستان به رهبري اسامه بن‌لادن به این فکر رسیدند که سازماندهی جدیدی را ایجاد کنند و لذا در یک پادگانی جمع شدند و تشکیلاتی را پايه‌ريزی كردند و نام آن را «القاعده» نهادند. بر اين اساس تشكيلات القاعده به طور مشخص در سال 1988 میلادی در افغانستان شکل گرفت...




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :





بحران فلسطین و آینده آن
نام كتاب: بحران فلسطین و آینده آن

نوشته: منوچهر محمدی/ پیروز غفرانی

ناشر: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

موضوع:
- اعراب و اسرائیل ـ مناقشات
- یهود ـ عرب
- فلسطین ـ سیاست و حكومت ـ قرن 20 م.




فهرست مطالب

پیشگفتار
فصل اول: ابعاد جغرافیایی و منطقه‌ای بحران فلسطین
فصل دوم: ابعاد سیاسی بین‌المللی بحران فلسطین
فصل سوم ـ ابعاد جمعیتی بحران فلسطین، آوارگان، جابجایی‌ها مهاجرت
فصل چهارم ـ ابعاد اقتصادی بحران فلسطین
فصل پنجم ـ ابعاد اجتماعی بحران فلسطین
فصل ششم ـ ابعاد نظامی و امنیتی بحران فلسطین
فصل هفتم ـ تحلیل پویایی (دینامیزم) بحران فلسطین
فصل هشتم ـ یافته‌ها و نتایج تحقیق
فصل نهم ـ طراحی یك راه حل پایدار


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :

تحولات سیاست خارجی و تاثیر گسترده و عمیق آن در تمامی ابعاد بویژه بر منافع و امنیت ملی، اهمیت تحقیق و پژوهش در این زمینه را دو چندان ساخته و این امر دستگاه سیاست خارجی كشور را به پایه ریزی مركزی علمی و پژوهشی كه در خدمت دستگاه دیپلماسی كشور باشد، رهنمون ساخت.
دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه در مهر ماه سال 1362، با هدف ارائه نظرات و دیدگاه‌های تحلیلی در جهت تدوین و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از طریق مطالعه، بررسی و تجزیه و تحلیل مسائل بین‌المللی پایه گذاری شد.
دفتر مطالعات را می‌توان نهاد مطالعاتی و تحقیقاتی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران برشمرد. رویكرد اصلی این موسسه، تحقیق و پژوهش در خصوص موضوعاتی است كه به نحوی با سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ارتباط دارد. در این چارچوب پژوهش در زمینه های سیاسی، بین‌المللی، حقوقی و اقتصادی و موضوعات كلان و راهبردی جایگاه ویژه دارد. دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی امروز یكی از موسسات معتبر منطقه‌ای و بین‌المللی محسوب می شود كه با بسیاری از موسسات مطالعاتی بین‌المللی در زمینه برگزاری همایش و میزگرد، تبادل هیات‌های علمی و انجام پروژه های تحقیقاتی همكاری گسترده دارد.


اهداف
دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه كمك به توسعه دانش روابط بین‌الملل و اعتلای ادبیات سیاست خارجی را از...




ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم آبان 1391 توسط محمد نوری

سایت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه :





تحولی مهم در سیاست خارجی ژاپن
نام كتاب: تحولی مهم در سیاست خارجی ژاپن
چالشها و گزینه‌هایی برای قرن 21

نویسنده: یوتاكا كاواشیما
ترجمه: بدرالزمان شهبازی

ناشر: دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی

موضوع: ژاپن ـ روابط خارجی ـ 1989




فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول: عوامل تاریخی در سیاست خارجی ژاپن
فصل دوم: مناسبات امنیتی میان ژاپن و آمریكا
فصل سوم: روابط اقتصادی ژاپن و آمریكا
فصل چهارم: بازی آخر شبه جزیره كره
فصل پنجم: رابطه ژاپن و چین
فصل ششم: سیاست ژاپن در آسیای جنوب شرقی
فصل هفتم: رابطه ژاپن و اروپا
فصل هشتم: تلاش برای صلح و نجات حكومت‌های در حال زوال


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
  • عکس
  • قالب بلاگ اسکای